تبليغاتX
مدیریت دولتی

مدیریت دولتی

آشنایی با تئوریهای مدیریت

معماری نئوکلاسیک Neoclassical architecture

فلسفه و تمدن کلاسیک یونان و روم باستان شالوده فکری و اجتماعی تمدن مغرب زمین را تشکیل می دهد و طی دوهزار سال گذشته همواره فلسفه کلاسیک در بینش ذهنی وکالبد فیزیکی تمدن غرب مشهود بوده است. معماری غرب نیز از این امر مستثنا نبوده ومعماری کلاسیک پیوسته در کلیه تاریخ مغرب زمین مطرح بوده است.
کلاسیک که در پی بیش از نیم قرن تفوق معماری مدرن از اوایل اخیر مورد بی توجهی نسبی قرار گرفته بود، به تدریج بعد از انتقاداتی که به سبک مدرن شد، خصوصا بعد از نمایشگاهی در لندن به نام نابودی خانه های حومه شهر در سال 1975، مجددا به صورت یک سبک مهم که می تواند پاسخگوی نیازهای جامعه امروزی باشد مطرح شد.

معماران نئو کلاسیک همچون معماران پست مدرن توجه به گذشته دارند ولی یک اختلاف عمده بین این دو دیدگاه نسبت به تاریخ وجود دارد. معماری پست مدرن در پی هویت انسان است و تاریخ هر قوم و ملتی از نظرآنها عنوان بخشی از هویت آن ملت تلقی می شود. لذا آنها تاریخ فرهنگی و کالبدی وهمچنین دستور زبان معماری هر قومی را در معماری خود در هر منطقه نمایش می دهند.منتها این نمایش به صورت تقلید از موارد فوق نیست، بلکه آنچه که به هویت یک ملت مربوط است در ساختمان های آنها به روز در می آید و بر اساس شرایط زمانی و مکانی به صورت جدید و امروزی شده ظاهر می شود. لذا معماران پست مدرن در تغییر دادن تناسبات، رنگ ها و عملکردهای نمادهای تاریخی به خود تردید راه نمی دهند.

ولی معماران نئوکلاسیک همچون کوینلن تری انگلیسی (یکی از مهم ترین نظریه پردازان سبک نئوکلاسیک) معتقدند که " نظم های کلاسیک الهاماتی آسمانی و مقدس هستند " پس تغییر دادن آنهاصحیح نیست و هر تغییری در آنها باعث تبدیل شدن کمال به نقصان می شود. آنها دلیل جاودانگی معماری کلاسیک را همین می دانند. از نظر معماران نئوکلاسیک، سبک پست مدرن یک مد است زیرا در این سبک اصول جاودانه معماری کلاسیک با طبع، نظر و منطق زمینی تغییر داده شده است.

معماران نئوکلاسیک، سبک مدرن را نیز سبکی قابل قبول نمی دانند، چنانچه کوینلن تری گفته: "مدرنیسم پرهیز از هر روشی است که کارکرد داشته است." لذا معماران نئوکلاسیک، گذشته و خصوصا معماری کلاسیک را منبع الهام خود می دانند و معماری کلاسیک و یا سنتی را به همان گونه که از نظر کالبدی بوده،برای احتیاجات امروزه طراحی می کنند. منتها باید توجه داشت که در داخل این فرم های تاریخی، کلیه وسایل رفاهی امروزی تدارک دیده شده است.

NeoClassical  معماری نئوکلاسیک

اگر خواسته باشیم در یک جمله این سبک را تعریف کنیم، می توان گفت: ساختمان نئوکلاسیک، پوسته ای کلاسیک بر روی امکانات مدرن است. کوینلن تری سوال می کند که: "چرا مصالح قدیمی صدها سال عمر می کنند ولی مصالح جدید چنین نیست و یا چرا ساختمان های قدیمی دلپذیر هستند ولیساختمانهای جدید این طور نمی باشند... ما در جامعه مصرفی زندگی می کنیم، از منابع زمین استفاده می کنیم و ضایعات را بر جای می گذاریم... شیوه های ساختمان های سنتی نه تنها از نظر زیست اقلیمی صحیح تر می باشند، برای این که مصالح طبیعی به جای مصالح مصنوعی استفاده می کنند، بلکه همچنین این مصالح با روح و روان انسان نیز سازگار تر است."

لئون کریر، معمار اهل لوکزامبورگ، از دیگر معماران مهم این سبک است. به گفته وی "نئوکلاسیک گزینه ای در مقابل مدرنیسم نیست، بلکه در تضاد با مدرنیسم و درمقابل جامعه مصرف گرایی است که آن را حمایت می کند." او روش ها و مصالحی که نماد مدرنیسم است مانند استاندارد کردن، پیش ساختگی، فولاد، بتن و شیشه را به عنوان نشانه های تصنعی از یک حکم جزمی فراگیر می داند که هنوز سعی می کنند انحصاری باشد و هر آنچه که مطابق آن نیست حذف کنند.

راب کریر، برادر لئون، که او نیز ازمعماران سبک نئوکلاسیک محسوب می شود بر این نظر است که شهر های انسان مدار سنتی دراروپا در اثر دو واقعه در قرن بیستم، یعنی جنگ و مدرنیسم، از بین رفتند و جایآنها را شهرهای امروزین گرفتند که سنخیتی با انسان و خصوصیات روحی و فیزیکی اوندارند.

معماران این سبک، معماری کلاسیک را یک معماری لایزال. بی زمان می دانند. اصولا این معماری همانند نظم، تناسبات، تقارن، هماهنگی و کمال که در زمان یونان باستان برای خانه خدایان طراحی شده بود اصولی جاودانه است. خدایان یونان باستان، خدایانی بودند انسان گون در حد نهایت زیبایی، کمال و جاودانگی. لذا خانه آنها نیز می بایست دارای همین خصوصیات می بود. بدین لحاظ معماری کلاسیک نیز می بایست یک معماری بدون نقص و ایراد باشد. معبد پارتنان (447- 438 ق. م) در آتن که می توان آن رانماد شاخص معماری کلاسیک تلقی کرد، معبدی است که تماما بر اساس اصول ریاضی وتناسبات هندسی طراحی و اجرا شده است. حجم ساده و جزئیات این بنا زیبا گونه ای طراحی و اجرا شده که حتی خطای چشم انسان نیز در آن اصلاح شده است. معبد پارتنون ساختمانی به نظر می آید که تمام خطوط افقی ان کاملا موازی و کلیه ستونها کاملاعمودی، فاصله بین آنها دقیقا به یک میزان، قطر آنها به یک اندازه و عمق شیارهای روی ستونهای دور یک بنا از پایین تا بالا یکسان است. باید توجه داشت که در معبد پارتنان یک خط مستقیم وجود ندارد و تمامی نکاتی که ذکر شد و رسیدن به این حد از کمال، تنها با تنظیم و تصحیح دقیق هندسی ممکن بوده است.

به لحاظ موارد اشاره شده در فوق، شاهد بوده ایم که در غرب همواره مکتب ها و سبک های مختلف فکری و هنری ظهور کرده و پس از چندی مطرود و به حاشیه رانده شده، ولی معماری کلاسیک حضوری شاخص و پیوسته در کلیه دوران ها داشته است.

خانه خدایان و یا به عبارتی، معابد یونانیان باستان منبع الهام بسیاری از ساختمانهای مهم در طی دوهزار و پانصد سال گذشته در غرب بوده است. معابد، کاخ ها و بناهای حکومتی روم باستان، کلیساهای عظیم قرون وسطا در عصر اقتدار مسیحیت، کاخها، ساختمانهای مدنی و کلیساها در زمان رجعت به کلاسیسیسم در دره رنسانس، کاخ ها و کلیساها در عهد اشرافیت باروک، کاخ ها، پارلمان ها و کلیساها در عصر روشنگری و بعد از آن، آسمانخراش های سر به فلک کشیده اوائل قرن بیستم و ساختمانهای حکومتی در عصر فاشیسم، نازیسم و استالینیسم در بین دو جنگ جهانی، همواره از معماری کلاسیک الهام گرفته اند.

بدون شک این معماری به صورت الگویی بدون نقص در تمامی اعصار برای بینش ها وتفکرات کاملا متفاوت، از دموکراسی گرفته تا فاشیسم و سوسیالیسم، مورد توجه بوده واز آن تقلید شده است.

ساختمانهای ساخته شده به این سبک نیز کاملا متنوع بوده است. از این معابد بت پرستان تا کلیسای عظیم، قصرهای باشکوه، پارلمان ها ونهادهای حکومتی، بانک ها، بیمارستانها، پاساژها، موزه ها، ترمینال های مختلف به این سبک ساخته شده است.

یکی از پروژه های جالب توجه و موفق به سبک نئوکلاسیک، مجموعه مسکونی رودخانه ریچموند در کنار رودخانه تایمز 87-1985 (Richmond Riverside Complex) است. این مجتمع مسکونی در لندن توسط کوینلن تری طراحی شده و شامل ادارات، مغازه ها و رستوران های متعدد است. این مجتمع نه تنها لوکس و زیبا است و مورد توجه بازدیدکنندگان واهالی لندن قرار گرفته، بلکه در بازار رقابت معاملات املاک، توجه خریداران زیادی را به خود جلب کرده و ساختمان ها به نظر می آید که متعلق به قرن 18 باشد، ولی تمام امکانات و ضروریات مدرن در آن در نظر گرفته شده است.

از دیگر معماران صاحب نام این سبک می توان از دیمیتری پاپاداکیس، آلن گرینبرگ،رابرت آدام، کلاف ویلیامزالیس و رابرت استرن نام برد. 

در اینجا باید متذکر شد که گرایشی آشکار به سمت معماری نئو کلاسیک و سنت گرایی در بین معماران پست مدرن دیده می شود. معمارانی از گروه اخیر همچون رابرت استرن و دوبرادر، رابرت ولئون کریر،ساختمانهایی به سبک نئوکلاسیک طراحی کرده اند. همچنین کارهای معمارانی همچون آلدوراسی و حتی رابرت ونچوری هم اکنون در مجاور طرح های معماران نئو کلاسیک به نمایش گذاشته می شود. جالب توجه آن که فیلیپ جانسون - معمار مدرنیست و سپس پست مدرنیست معروف - نیز خانه تئاتر جدید (84- 1981) در شهر کیلولند در آمریکا را به سبک نئوکلاسیک طراحی کرده است. می توان گفت که در حال حاضر، نظر معماران پست مدرن به اصول پایدارتر و جاودانه تر گذشته و تاریخ جلب شده است.

به نقل از: http://forum.p30world.com/showthread.php?t=107222
برگرفته از مجله همکلاسی
+ویرایش ادبی و تلخیص

تهیه شده در: http://www.newdesign.ir/search.asp?id=35&rnd=4776
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 16:13  توسط علی اصغر  | 

مدیریت علمی 
مدیریت، فرآیند به كارگیری موثر و كارآمد منابع مادی و انسانی در برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امكانات، هدایت و كنترل است كه برای دستیابی به اهداف سازمانی و براساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می گیرد.

در این میان تنها عامل محدود كننده كارآیی و افزایش بازده خستگی جسمانی است كه تیلور این مساله را نیز در تعیین موثرترین شیوه انجام كار مورد توجه قرار داد.

مكانیزم های مدیریت علمی (روش اجرا)

۱- زمان سنجی با استفاده از روش ها و ابزارهای مناسب به منظور صرفه جویی در زمان انجام كار.

۲- اعمال سرپرستی چند جانبه (براساس تخصص) به جای روش سنتی سرپرستی فردی.

۳- استاندارد كردن كلیه وسایل و ابزار كار مورد استفاده در حرفه های (مشاغل) مختلف و همچنین استاندارد كردن اعمال و حركات كاركنان در انجام كار.

۴- اختصاص دادن یك واحد سازمانی برای برنامه ریزی.

۵- به كار گرفتن اصل استثنا در مدیریت. به موجب این اصل كاركنانی كه بیشتر از استاندارد تعیین شده برای تولید بازده داشته باشند، دستمزد تشویقی دریافت می كنند و كسانی كه تولیدشان از استاندارد مزبور كمتر باشد دستمزد كمتری می گیرند.

۶- استفاده از دستورالعمل و شرح وظایف برای انجام كار و اعمال تدابیر تشویقی برای انجام موفقیت آمیز وظایف.

۷- به كار گرفتن نظام نرخ دستمزد متفاوت (نظام نرخ دستمزد قطعه كاری).

۸- استفاده از سیستم های راهنما برای طبقه بندی كردن محصولات تولید شده و ابزارهایی كه در تولید به كار برده می شود.

۹- استفاده از یك نظام كار ساده و تكراری.

۱۰- به كار گرفتن روش حسابداری قیمت تمام شده.

افزایش كارآیی دستگاه از طریق به كار بردن اصول زیر تحقق می یابد:

الف- تعیین صریح وظایف روزانه هر یك از كاركنان دستگاه:

▪ وظایف مزبور نباید به هیچ وجه مبهم باشد در عین حال انجام این وظایف نباید سهل و آسان باشد.

ب- یكنواخت كردن شرایط انجام كار:

▪ وظیفه هر یك از كاركنان باید به نحوی تعیین گردد كه انجام آن تمام وقت روزانه او را اشغال كند. در عین حال شرایط كار و ابزار و وسایل لازم برای انجام آن باید كاملاً یكسان و متحدالشكل گردند.

ج- پاداش كافی برای كار خوب:

▪ اگر كارگر یا كارمندی وظیفه خود را به خوبی انجام داد، در این صورت باید به او اطمینان داد كه مزد یا پاداش كافی دریافت خواهد كرد.

د- انفصال در صورت قصور:

▪ اگر كارمندی وظایف محوله را بر حسب موازینی كه قبلاً تعیین شده است به خوبی انجام نداد، در این صورت باید مطمئن باشد كه دیر یا زود از خدمت منفصل خواهد شد.

تیلور تاكید می كند كه اصول مذكور باید با مقدار زمان لازم برای انجام هر یك از اجزا و عناصر وظایف روزانه كاركنان با بررسی حركات و زمان مصروفه قبلاً تعیین گردیده باشد و به علاوه نتایج عملیات هر فردی را باید در فواصل معین بر حسب موازینی كه تعیین شده است ارزیابی كرد تا از درجه پیشرفت یا علل قلت بازدهی خود اطلاح حاصل كند.

پس پیام ضمنی مدیریت علمی آن است كه:

كارآمدتر و عقلانی تر كردن سازمان ها از طریق كاربرد روش های علمی و برنامه ریزی و طراحی وظایف سازمانی امكان پذیر است. هر چند منظور تیلور عمدتاً تاكید بر استفاده از این روش ها در سطح وظایف عملیاتی است، مع هذا، بر اثر رواج اندیشه او، این روش ها در همه فعالیت های سازمانی كاربرد پیدا كرد.

مدیریت علمی تیلور كه براساس كارسنجی، زمان سنجی، فردسنجی استوار بود، مقدمه تحولات عظیمی در افكار و فنون مدیریت در صنایع و موسسات دولتی امریكا و كشورهای دیگر به شمار می رود.

نویسندگان دیگری مانند فرانك ولیلیان گیلبرت و هنری گانت فنون خاصی به روش علمی افزودند آنان این فنون را توسط روش كارهای نگهداری حساب و تكمیل سیستم برای كنترل تولیدات سازمانی به دست آوردند.

گام ها و مراحل روش علمی مدیریت

۱- مطالعه وضعیت موجود و كشف و ملاحظه مسایل عمده سازمان.

۲- یافتن شقوق یا راه های ممكن برای حل مسایل.

۳- انتخاب مناسب ترین راه حلی كه بتواند وضع موجود را به وضع مطلوب برساند.

۴- مشخص ساختن وظایف روزانه كاركنان در اجرای راه حل انتخاب شد.

۵- بررسی و ارزشیابی راه حل انتخاب شده بر معیار هدف.

به نظر تیلور مقاومت در برابر تغییر و افزایش تولید و یا كاهش هزینه آن بیشتر ناشی از نبودن معیار و میزان مشخص اندازه گیری كار روزانه كاركنان در سازمان است.

تیلوریسم با تاكید بر به كار بستن شیوه های مدیریت علمی و تعیین كار متناسب در روز و پاداش به واحد كار اضافی مدعی بود كه می توان تولید سازمان را افزایش داد و نهایتاً با سهیم كردن كارگران در منافع مادی ناشی از صرفه جویی، تلاش همگانی و تولید بیشتر موجبات تشویق هر چه بیشتر آنان را در ازدیاد سطح تولید فراهم كرد.

نهایتاً پس مدیریت علمی و اصول آن از دو جهت واجد اهمیت است. اولاً موجب جلب توده صاحبنظران و مسوولان به روش های علمی و شناخته شده مدیریت می گردد و ثانیاً شاید بتوان سازمانی به وجود آورد كه پاسخگوی انتظارات گسترده روزافزون مردم از مدارس قرن بیستم باشد و بتواند دانش آموزان را در مقابل مشكلات و پیشرفت های ناشی از توسعه علوم و تكنولوژی مجهز گرداند.

پس مدیریت علمی كه به تیلوریسم مشهور شد، نقطه عطفی در سیر اندیشه های اداری محسوب می شود.

مدیریت علمی كه اجرای آن مستلزم انضباط و كاركنان دستگاه های مختلف بود به دلیل نادیده گرفتن جوانب انسانی كار مورد انتقاد قرار گرفته است. تا آنجا كه همكاران تیلور او را متهم به فقدان حس نوع دوستی كردند و وحشت كارگران از ساعت، ثانیه شمار و انفصال خدمت در اثر كندی عمل منتهی به اعتصابات شدیدی شد و عده ای نیز فلسفه مدیریت علمی تیلور را مغایر با روح دموكراسی امریكا تشخیص دادند.

● اهداف مدیریت علمی

«كلود جرج» (Claude George) در كتاب «تاریخ اندیشه های مدیریت» اهداف مدیریت علمی را به شرح ذیل عنوان كرده است:

۱- تنظیم عملیات موسسات صنعتی با توجه به معیارهای بازار به منظور حفظ ارزش سرمایه و تداوم عملیات.

۲- ایجاد اطمینان خاطر در كاركنان نسبت به تداوم عملیات و استمرار استخدام و درآمد شغلی با توجه به معیارهای بازار و در چارچوب برنامه ریزی های انجام شده در مورد كار عادلانه.

۳- افزایش درآمد از راه تقلیل ضایعات، كوتاه كردن مراحل انجام كار و صرفه جویی در هزینه های پرسنلی و سایر هزینه ها كه در نهایت به افزایش سودآوری و فزونی یافتن درآمد كاركنان منجر خواهد شد.

۴- فراهم آوردن امكانات برخورداری از سطح زندگی بالاتر در نتیجه افزایش درآمد كاركنان.

۵- تامین زندگی خانوادگی و اجتماعی مرفه و آسوده برای كاركنان از راه افزایش درآمد و برطرف كردن بسیاری از عوامل مضطرب كننده در زندگی آنان.

۶- تامین سلامت كاركنان و شرایط كار فردی و اجتماعی قابل قبول برای آنان.

۷- فراهم آوردن امكانات استفاده از حداكثر توانایی های افراد از طریق اعمال روش های علمی در تجزیه و تحلیل كار، انتخاب، آموزش، انتصاب، انتقال و ترفیع كاركنان.

۸- فراهم كردن فرصت های آموزشی و ارشادی برای كاركنان در جهت شكوفایی هر چه بیشتر استعدادها و پرورش توانایی های آنان به گونه ای كه برای ترفیعات و مشاغل بالاتر آماده شوند.

۹- تقویت «اعتماد به نفس» و «احساس ارزش شخصی» در كاركنان از طریق فراهم آوردن فرصت برای هر یك از آنان به منظور شناخت و درك كار خودشان به اخص و برنامه ها و روش های انجام كار، به طور اعم.

۱۰- فراهم كردن امكان «خودشناسی» (self- realization) و «ابراز لیاقت های شخصی» (self-expression) برای كاركنان از طریق ایجاد و تقویت محیط مناسب برای ارزیابی و شناخت توانایی های فردی و تامین آزادی در روابط سازمانی.

۱۱- كمك به رشد شخصیت كاركنان از طریق واگذاری كار مناسب به آنان.

۱۲- گسترش عدالت از طریق حذف تبعیضات موجود در پرداخت حقوق و دستمزد و سایر امور پرسنلی.

۱۳- حذف عوامل محیطی مزاحم و نیز عوامل اصطكاك زا در میان كاركنان و ایجاد تفاهم مشترك نسبت به تحمل یكدیگر و تقویت روحیه كار گروهی.

پس نهایتاً نقص های مدیریت علمی تیلور عبارتند از:

۱- بسیاری از مدیران آرامش خود را از دست دادند.

۲- به رغم این كه توجه تیلور در توانایی بالاتر و مهارت های بیشتر ارزشمند به حساب آمد ولی مدیران روش های تیلور را دخالت بی مورد در قدرت و اختیارات خود می دانستند.

۳- مقومت كارگران در برابر روش های مطالعه حركت، زمان و استاندارد كردن وظایف.

۴- خودداری از سیستم تشویقی برای حداكثر كارآیی از طرف كارگران و زیردستان.

نقد : روزنامه جوان
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 15:33  توسط علی اصغر  | 

واژه بوروکراسی را نخستین بار شخصی به نام M.de Gournay در سال 1745 به کار برد. او به واژه فرانسوی bureau به معنی میز تحریر، دفتر و اداره، پسوند cracy به معنای حکومت را افزود.
بوروكراسی(حكومت ادارات یا دیوان‌سالاری)، به سلسله مراتبی از اقتدار و مسئولیت اطلاق می‌شود كه یك سازمان رسمی، برای هماهنگ ساختن فعالیت‌هایش و رسیدن به اهداف تعیین‌شده‌اش، از آن استفاده می‌كند.[1]
عناصری از دیوان‌سالاری، در فرهنگ‌های كهن مانند مصر باستان و چین وجود داشته است.[2] در مصر قدیم كار دشوار سازمان آبراهه‌ها، در سراسر كشور، سبب ایجاد اوّلین بوروكراسی وسیع شد.[3] امپراطوری‌های هخامنشی، ساسانی و روم را تنها می‌شد از طریق ساختارهای پیچیده دیوان‌سالارانه اداره كرد.[4]
اما توسعه اصلی، هنگامی رخ داد كه در اواخر قرون وسطی، حكومتهای پادشاهی مطلق مبتنی بر دیوان‌سالاری، در پایان دوره فئودالیسم، پدیدار شدند. در سده‌های 17 و 18، نخستین دیوان‌سالاری بزرگ(بعد از كلیسای كاتولیك قرون وسطی) در فرانسه، پروس و روسیه بالیده گشتند.[5]
البته بوروكراسی با اقتصاد مالی جدید توسعه یافت؛ بی‌آنكه بتوان یك رابطه علّی یك‌جانبه، میان آن‌دو برقرار كرد؛ زیرا عوامل دیگری از جمله عقلانی‌شدن حقوق، اهمیت یافتن توده مردم، تمركز فزاینده در اثر توسعه تسهیلات در امر ارتباطات، تمركز بنگاه‌ها و كارخانه‌ها و گسترش مداخله دولت در زمینه‌های گوناگون فعالیت نیز موثر بوده‌اند.[6]
در قرن 19 كه سازمان‌های صنفی و یا شركت‌های كوچك خانوادگی در اروپا از بین رفته و سازمان‌های بزرگ پدید آمدند، دیگر، شیوه پدرسالارانه و اقتدارگرایانه سازمان‌های تولیدی خانوادگی، كاربرد مؤثری نداشت و به شیوه‌های سازمانی رسمی‌تر و كارآتری نیاز بود. تنها الگوی موجود سازمان‌های بزرگ، سازمان‌های نظامی بودند.[7]
بوروكراسی جدید، حاصل جنبش فلسفی مشهور به ایده‌آلیسم آلمانی است؛ که شاید نخستین نظریه‌پرداز آن نیز ماكس وبر(1920-1864) دانشمند علوم اجتماعی آلمانی بود. وبر نظریه خود را درباره بوروكراسی در اوایل سده 20 منتشر كرد.
نظریه وبر درباره سازمان‌ها، در دو كتاب معروف او "اخلاق پروتستان و روح سرمایه‌داری" و "اقتصاد و جامعه"، یافت می‌شود. وبر سازمان بوروكراتیك را در جامعه صنعتی امروزی، كارآمدترین نوع سازمان می‌داند.[8]
 
ویژگی‌های بوروكراسی
1. وجود سلسله مراتب اقتدار؛
2. انتصاب برحسب شایستگی و تخصص؛
3. ضوابط و مقررات مكتوب و از پیش تعیین‌شده؛
4. غیر شخصی بودن(بی‌طرفانه، بدون دخالت احساسات شخصی)؛
5. اجرای وظایف به‌طور مستمر، ثابت و دائمی؛
6. تقسیم كار گسترده؛
7. جدایی اموال سازمان و اموال شخصی؛
8. جدایی محل سكونت و محل كار؛
9. انحصاری نبودن مقامات و پست‌های رسمی؛
10.وجود یك نظام بایگانی منظم؛
11.وجود یك نظام انضباط و نظارت یكنواخت.[9]
البته تمام ویژگی‌های مذكور در سازمانهای رسمی واقعی پیدا نمی‌شود.[10]
 
بوروکراسی و قدرت
نظریه بوروكراسی وبر بر پایه‌ اندیشه‌های او درباره قدرت و اقتدار استوار است.[11] به نظر وی سازمان‌های بوروكراتیك هنجارها، مقررات و قوانینی دارند و دستوراتی صادر می‌كنند، كه اطاعت از آن‌ها برای اجرای وظایف سازمان ضروری است و برای وادار كردن افراد به اطاعت، با استفاده از روش پاداش و تنبیه، انضباط را برقرار می‌كنند.
وبر انواع اقتدار را براساس منابع و انواع مشروعیّت طبقه‌بندی می‌كند و به سه‌گونه اصلی اقتدار را معتقد است که عبارتند از:
1. اقتدار كاریزماتیك؛ افراد دستورهای مافوق را به علت نفوذ شخصیت او كه از قدرت، تهوّر و تجربیاتش مایه می‌گیرد، می‌پذیرند؛
2. اقتدار سنتی؛ كه ناشی از احترام به عادات، رسوم و سنتهاست؛
3. اقتدار عقلانی–قانونی؛ افراد اطاعت می‌كنند زیرا معتقدند شخصی كه دستور می‌دهد، بر طبق قوانین و مقررات وضع شده به شیوه عقلانی عمل می‌كند. و چون افراد مشروعیت قوانین را پذیرفته‌اند آنرا اطاعت می‌كنند. این نوع اقتدار برای نظریه‌های سازمان امروزی از همه مهمتر است و اقتدار است كه ویژه سازمانهای بوروكراتیك است.[12]
از نظر وبر، برجسته‌ترین نمونه سلطه قانونی، بوروكراسی است.[13] به گفته وی، تجربه نشان می‌دهد كه نوع صرفاً بوروكراتیك سازمان، از دیدگاه "صرفاً فنی"، می‌تواند به بالاترین سطح كارآیی برسد. دلیل پیشرفت این سازمان‌ها برتری صرفاً فنی آن نسبت به هر شكل دیگر سازمان است. این نوع بوروكراسی كه مبتنی بر وحدت فرماندهی است، عقلانی‌ترین وسیله كنترل انسانهاست که از لحاظ دقت، ثبات و انضباط سخت و قابلیت اطمینان آن، بر هر شكل سازمانی دیگر، برتری دارد.
به نظر وبر ساخت بوروكراتیك با ویژگی‌هایی كه دارد:
1) نتایج فعالیت‌ها را برای رؤسا و سرپرستان و كسانی‌كه در ارتباط با آن كار می‌كنند، قابل محاسبه و پیش‌بینی می‌كند؛
2) عملیات و فعالیت‌های وسیعی را می‌توان با حداكثر كارآیی، هماهنگ و اجرا كرد؛
3) برای اجرای انواع گوناگون فعالیت‌ها و وظایف رسمی، می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد(در كلیسا، دولت، ارتش، مؤسسات خصوصی)؛
4) سازمان‌های بزرگ بوروكراتیك به‌ویژه برای اداره امور در سطح وسیع ضرورت قطعی دارد.[14]
به عقیده وبر رشد و توسعه بوروكراسی، گرایش عمده زمان ماست و نفوذ بوروكراسی روزبه‌روز در زندگی جامعه بیشتر می‌شود. جامعه‌ امروزی، با جدایی مقامات اداری، كارمندان و كارگران، از مالكیّت وسایل تولید و متكّی به انضباط و آموزش فنی، بدون بوروكراسی نمی‌تواند به فعالیت خود ادامه دهد. تنها استثناء ممكن، گروه‌هایی خواهند بود که مانند دهقانان هنوز مالك وسایل معیشت خود هستند. حتی در انقلاب‌ها و اشغال كشور به‌وسیله دشمن، دستگاه بوروكراتیك به‌طور عادی به كار خود ادامه خواهد داد؛ همان‌طور كه برای حكومت قانونی پیشین انجام وظیفه كرده است.[15]
 
کنترل قدرت
موضوع قدرت و كنترل بوروكراسی، یكی از موضوعاتی است كه به‌ویژه، توجه جامعه‌شناسان را به خود جلب كرده است. بوروكراسی می‌تواند به عنوان وسیله اعمال قدرت برجامعه، مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین، این پرسش مطرح می‌شود كه چه كسی ماشین بوروكراتیك موجود را كنترل می‌كند؟
به‌نظر وبر این كنترل، فقط به میزان محدود، برروی اشخاصی كه تخصص ندارند، امكان‌پذیر است، وبر اساس كنترل بوروكراتیك را دو چیز می‌داند:
1) دانش تخصصی و تجربه‌ای كه در دوران خدمت در سازمان بوروكراتیك كسب می‌شود.
2) دسترسی به اطلاعات و اسناد و مدارك سازمان یا به اصطلاح "اسرار اداری".
 به عقیده وبر در جامعه امروزی فقط كارفرمایان اقتصادی می‌توانند تا حدی از كنترل بوروكراتیك بركنار باشند. بقیه جمعیّت در مؤسسات بزرگی سازمان یافته‌اند كه به‌طور اجتناب‌ناپذیر تابع كنترل بوروكراتیك هستند.[16]
از نظر وی مهمترین اصل سازماندهی بوروكراسی عقلانیت در شیوه عمل است. عقلانیت اعتقاد به امکان طرّاحی یك سازمان به طریقی است كه تحقق هدف‌های آن به روشی كارا و موثر تأمین گردد.[17]
همچنین دانشمندانی چون وبر و ویلسون بدان اعتقاد دارند كه بوروكراسی به بی‌طرفی سیاسی نیز استوار است. یعنی بر اصولی كه مخالف گرایش افكار عمومی به تابع بودن صاحب‌منصبان انتخابی در نهادهای مربوط  به قوای مقننه و مجریه‌اند بوروكراسی نیروی محافظه‌كارانه‌ای بر حكومت اعمال می‌كند و به حفظ وضع موجود گرایش دارد.[18]
با توجه به مطالب گفته‌شده، وبر برآن است كه هرچه سازمان، به نمونه‌ ایده‌آل بوروكراسی نزدیك‌تر شود، كارآیی آن در تحصیل اهداف، بیشتر خواهد بود.[19]
 
ارزیابی و نقد بوروكراسی
وبر كاركردهای نامطلوب دیوان‌سالاری را نادیده نگرفته بود. برای مثال مزیّت عمده دیوان‌سالاری، كه همان قابلیّت آن در ارزیابی نتایج است، این نظام را در برخورد با موارد فردی، كند و خرفت می‌سازد. به همین دلیل، نظام‌های حقوقی عقلایی و دیوان‌سالاری، نتوانسته‌اند ویژگی‌های فردی را در نظر گیرند.
وبر می‌گفت كه بوروكراتیزه‌شدن جهان نوین، كارش به شخصیت‌زدایی كشیده است؛ یعنی در اجرای وظایف رسمی‌اش، عشق، نفرت و هرگونه احساس صرفاً شخصی، به‌ویژه احساسات نامعقول و تخمین‌ناپذیر انسانی را بیشتر حذف می‌كند.
نظر وبر درباره عقلایی و بوروكراتیك‌شدن گریزناپذیر جهان انسانی، با مفهوم از خود بیگانگی ماركس، همانند‌ی‌های آشكار دارد. هردو معتقدند كه شیوه‌های نوین سازماندهی، كارآیی و تأثیر تولید سازمان را افزایش داده و سطح تسلط انسان بر طبیعت را بس بالا برده‌اند و از طرفی به غول‌هایی تبدیل شده‌اند كه آفرینندگانش  را به انسانیّت‌زدایی تهدید می‌كند.[20]
وبر می‌پذیرد كه بوروكراسی می‌تواند تشریفات زاید اداری را به‌وجود آورد. بسیاری از مشاغل بوروكراتیك خسته‌كننده و یكنواخت بوده و فرصتی برای خلاقیت ارائه نمی‌دهند. این بهایی است كه در برابر كارآیی سازمان‌های بوروكراتیك می‌پردازیم.
تلقی ابزار ناكارآمد درباره بوروكراسی نقدهای زیر را به دنبال داشته است:
1. روش‌های بوروكراتیك كند بوده و باعث تأخیر در تصمیم‌گیری و اجرای تصمیمات می‌شوند؛
2. سازمان‌های بوروكراتیك، نوعی انعطاف‌ناپذیری به‌وجود می‌آورند، كه كارآیی را كاهش می‌دهد. و افراد برای طفره رفتن از تصمیم‌گیری(برای احتراز از اخذ تصمیمات احیاناً نادرست و یا دارای نتایج منفی)، مسائل را به مقام بالاتر انتقال داده و از مسئولیت شانه خالی می‌كنند؛[21]
3. همه فعالیت‌های سازمان رسمی به‌صورت كتبی انجام می‌شود. این عمل علاوه بر اتلاف وقت و ضایع شدن نیروی انسانی، باعث كندی پیشرفت كار و مشكلات بعدی می‌شود. این تشریفات زاید و پیچیده را "كاغذبازی(قرطاس‌بازی)" می‌گویند.[22]
4. اعمال اقتدار، به منظور تأكید بر انضباط، مرئوسین را وادار خواهد كرد، برای جلب توجّه رؤسا، نقایص موجود در اجرای فعالیت‌ها را از رؤسای مافوق پنهان كرده و در نتیجه اطلاعات، به‌طور ناقص به سطح بالای سازمان برسد. این موضوع، كارآیی سازمان را كاهش می‌دهد.[23]
5. تأكید وبر بر روابط غیر شخصی یا رسمی، انتقادی مستقیم از "قوم و خویش‌بازی" رایج در بسیاری از سازمانها در زمان او بود. او با تأكید بر وجود قوانین مشخص‌شده و حفظ فاصله شخصی بین خود و دیگران، در مورد اجرای قوانین سازمان، گزینش و ارتقاء كاركنان براساس شایستگی و از طریق امتحان، معتقد به دخالت كمتر احساسات شخصی است. منتقدان عقیده دارند كه وبر بر روابط رسمی در سازمان بیش از حد تاكید كرده و از طرفی از روابط غیررسمی در سازمان، كه باعث بوجود آمدن انعطاف‌پذیری نسبی در سازمان می‌شود، چیزی نگفته است.[24]
6. در بیشتر سازمان‌ها قوانین و مقررات نمی‌توانند تمام موقعیت‌ها را دربرگیرند. مرتن می‌گوید: تاكید زیاد بر رعایت دقیق قوانین بوروكراسی و تخصصی و تجربه فرد در برخورد و رسیدگی به موقعیت‌های مختلف مانع انعطاف‌پذیری می‌شود. انعطاف‌ناپذیری بوروكراتیك از طریق فرمان‌برداری محض، نسبت به قواعد و مقررات در تقابل مستقیم با پیشرفت سازمان است؛[25] كه اصطلاحا آنرا «دیوان‌زدگی» نیز می‌گویند.
7. جابه‌جایی هدف‌ها و وسیله‌ها
 
در پایان باید گفت، به‌نظر می‌رسد كه تغییرات مهمی در جهت انواع انعطاف‌پذیرتر سازمان در جوامع امروزی رخ می‌دهند. ما آنگونه كه وبر و بسیاری دیگر بیم داشته‌اند، به چرخ‌دنده كوچكی در یك ماشین اداری عظیم كه زندگیمان را اداره می‌كند، ‌تبدیل نمی‌شویم. نظام‌های بوروكراتیك، ذاتاً انعطاف‌پذیرتر از آن هستند كه وبر گمان می‌كرد و سلطه آن‌ها دائماً توسط انواع گروه‌ها و سازمان‌هایی كه كمتر سلسله مراتبی‌اند به رویارویی فراخوانده می‌شوند، با وجود این، ساده‌اندیشی است كه آنگونه كه برخی اندیشیده‌اند، تصور كنیم سازمان‌های بزرگ غیرشخصی به‌تدریج از میان خواهند رفت و مؤسسات غیرمتمركز و انعطاف‌پذیرتر جانشین آنها می‌شوند(گیدنز به نقل از تافلر،1981). آنچه بیشتر متحمل می‌نماید، كشمكش پیوسته‌ای میان گرایش در جهت بزرگتر شدن، غیر شخصی‌شدن و سلسله مراتب در سازمان‌ها و تأثیرات مخالف است.[26]
 
 
 
 


[1]. كوئن، بروس؛ درآمدی به جامعه‌شناسی، محسن ثلاثی، تهران، توتیا، 1375، ص283.
[2]. شیخاوندی، داود؛ جامعه‌شناسی ماكس وبر(جادو زدایی از جهان)، تهران، مرندیز، 1374، ص 33.
[3]. مارشال، پیتر و دیگران، بوروكراسی در جامعه نوین، نسرین فرزام‌نیا، 1369، ص 23.
[4]. كوئن، بروس؛ ص 284.
[5]. شیخاوندی، داود؛ ص33.
[6]. همان.
[7]. صبوری كاشانی، منوچهر؛ جامعه‌شناسی سازمان‌ها، تهران، شب‌تاب، 1374، ص68.
[8]. كوئن، بروس؛ ص 35.
[9]. صبوری كاشانی، منوچهر؛ ص73.
[10]. كوئن، بروس؛ ص 285.
[11]. همان، ص 68.
[12]. صبوری كاشانی، منوچهر؛ ص 78.
[13]. فروند، ژولین، جامعه‌شناسی ماكس وبر، نیك‌گهر، عبدالحسین، رایزن، 1368، ص246.
[14]. صبوری كاشانی، منوچهر؛ ص 77.
[15]. همان، ص78 و 79.
[16]. همان، ص79.
[17]. لیپیست، سیمور مارتین، دایرةالمعارف دموكراسی، نورا... مرادی و كامران فانی، تهران، كتابخانه تخصصی وزرات امور خارجه، 1383، ج2، ص750.
[18]. همان، ص751.
[19]. صبوری كاشانی، منوچهر؛ ص78.
[20]. كوزر، لوئیس، زندگی و اندیشه بزرگان جامعه‌شناسی، محسن ثلاثی، تهران، علمی، 1383، ص317 و 316.
[21]. صبوری كاشانی، منوچهر؛ ص80.
[22]. قنادان، منصور و دیگران؛ مفاهیم كلیدی جامعه‌شناسی، تهران، آوای نور، 1375، ص 144.
[23]. صبوری كاشانی، منوچهر؛ ص 81.
[24]. همان، ص81.
[25]. همان، ص83 و 84.
[26]. گیدنز، آنتونی، جامعه‌شناسی، منوچهر صبوری، تهران، نی، 1378، ص320.

 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 15:29  توسط علی اصغر  |