در رابطه با مديريت ارتباط با مشتري CRM ، توجه به اين نكته بسيار پراهميت است كه CRM يك راهبرد تجاري سازمان است و نه محصول يا خدمات قابل ارايه توسط يك سازمان. به عبارتي ديگر، CRM خود به عنوان يك فناوري اطلاعاتي مطرح نيست، بلكه از فناوري اطلاعات براي دستيابي به اهداف خود استفاده مي كند. اين امر بيانگر اين نكته است كه نيازمندي استقرار CRM در يك سازمان، طراحي راهبرد تجاري است، نه برقرار كردن سيستم هاي اطلاعاتي
تاريخچه CRM
شايد بتوان تاريخچه ظهور مباحث مرتبط CRM را در سه دوره زير خلاصه كرد:
الف) دوره انقلاب صنعتي (توليد دستي تا توليد انبوه): ابتكار فورد در به كارگيري روش توليد انبوه به جاي روش توليد دستي، يكي از مهمترين شاخص هاي اين دوره است. هر چند تغيير شيوه توليد باعث شد كه محدوده انتخاب مشتريان از نظر مشخصه هاي محصول كاهش يابد (نسبت به توليدات صنايع دستي)، اما محصولات توليد شده به روش جديد از قيمت تمام شده پايين تري برخوردار شدند. به عبارتي ديگر، در انتخاب روش توليد انبوه از سوي فورد، افزايش كارايي و صرفه اقتصادي، مهمترين اهداف پيش بيني شده بودند.
ب) دوره انقلاب كيفيت (توليد انبوه تا بهبود مستمر): اين دوره همزمان با ابتكار شركت هاي ژاپني مبني بر بهبود مستمر فرايند آغاز شد؛ اين امر به نوبه خود به توليد كم هزينه تر و با كيفيت تر محصولات منجر شد. اين دوره با مطرح شدن روش هاي نوين مديريت كيفيت مانند TQM ، به اوج خود رسيد. اما با افزايش تعداد شركت هاي حاضر در عرصه رقابتي و گسترش فرهنگ حفظ و بهبود كيفيت محصول (از طريق ابزارهاي مختلف كيفيتي)، ديگر اين مزيت رقابتي براي شركت هاي پيشرو كارساز نبود و ضرورت يافتن راههاي جديدي براي حفظ مزيت رقابتي احساس مي شد.
ج) دوره انقلاب مشتري (بهبود مستمر تا سفارش سازي انبوه): در اين دوره با توجه به افزايش توقع مشتريان، توليدكنندگان ملزم شدند محصولات خود را با هزينه كم، كيفيت بالا و تنوع زياد توليدكنند؛ به معناي ديگر، توليدكنندگان مجبور بودند توجه خود را از توليد صرف به يافتن راههايي براي جلب رضايت و حفظ مشتريان قبلي خود معطوف كنند.
انواع مشتريان
از نظر بسياري از سازمانها، مشتريان خوب، كساني هستند كه سهم زيادي در سودآوري سازمان داشته باشند؛ اما در دوران حاضر نمي توان سودآوري و درآمدزايي را تنها معيار تعريف مشتريان دانست.
مشتريان را مي توان دسته بندي كرد.
الف) روش جغرافيايي كه با استفاده از روش تجزيه و تحليل پارتو، مشتريان را مورد بررسي و شناسايي قرار مي دهد (با در نظر گرفتن اين نكته كه20 درصد مشتريان، تامين كننده80 درصد درآمدهاي شركت هستند).
ب) روش روان شناختي كه در آن، شناسايي طرز فكر و رفتار مشتري و تاثيرات متقابل مشتريان مدنظر قرار مي گيرد. در اين نوع نگرش، چهار نوع مشتري، شناسايي مي شود:
- مشتريان وفادار
- مشتريان به نسبت وفادار
- مشتريان بي وفا
- مشتريان وفادار رقيب
ضرورت به كارگيري CRM
با توجه به اهميت مشتري به عنوان يكي از اركان حيات يك سازمان و تاكيد CRM به اين عنصر، دلايل زير را مي توان به عنوان ضرورت هاي استفاده از CRM در يك سازمان (با توجه به پيچيدگي و گستردگي فعاليت هاي هر سازمان) مطرح كرد:
- بهبود خدمات
- رضايت مشتري
- كاهش هزينه ها
- ارتباط فرد به فرد، حتي با ميليون ها مشتري
ويژگي هاي كاربردي CRM عبارتند از: تمركز بر مستحكم كردن ارتباط نزديك تر و عميق تر با مشتريان، سودمندي بيشتر مشتريان فعلي نسبت به مشتريان جديد، تجزيه و تحليل اطلاعات مشتري براي تصميم گيري تجاري، ارتباطات موثر با مشتري بر مبناي داده هاي تبديل شده به اطلاعات و بازاريابي اينترنتي، بازاريابي فرد به فرد و بازاريابي از طريق پايگاه داده ها.
مزاياي استفاده از سيستم CRM
مزاياي استفاده از CRM در يك سازمان را مي توان با هدف كسب رضايت مشتريان و بقا در محيط رقابتي، در موارد زير خلاصه كرد:
- كاهش هزينه هاي بازاريابي و فروش
- امكان شناسايي الگوهاي مصرف مشتريان
- جلب سريع تر و موثرتر مشتريان و درك بهتر از نيازمنديهاي آنها
- افزايش ميزان وفاداري مشتريان به سازمان
- فراهم كردن شرايط مراجعه مجدد مشتري
- توانايي مدلسازي رفتار مشتري درون واحدهاي كاري
- همسويي عالي منابع كمياب با راهكارهاي راهبردي در سطح سازمان
- توانايي توسعه برنامه اي براي سرمايه گذاري راهبردي
انواع فناوري CRM
فناوري هاي مورد استفاده CRM را مي توان به سه دسته كلي تقسيم كرد:
الف) CRM عملياتي: در اين روش تمامي مراحل ارتباط با مشتري، از مرحله بازاريابي و فروش تا خدمات پس از فروش و دريافت بازخورد از مشتري، به يك فرد سپرده مي شود؛ البته به نحوي كه فروشندگان و مهندسان ارايه خدمات بتوانند سابقه هر يك از مشتريان را بدون مراجعه به اين فرد در دسترس داشته باشند.
از ابزارها و روش هاي CRM عملياتي مي توان به SFA يا قدرت فروش مكانيزه اشاره كرد كه تمامي عمليات مربوط به مديريت تماس، بورس و مديريت اداره فروش را بر عهده دارد.
CSS ابزار ديگر CRM عملياتي است كه در آن به جاي ارتباط تلفني با مشتري، از ابزارهاي ديگري مانند ارتباط رودررو، اينترنت، فاكس و كيوسك هاي مخصوص پاسخگويي به مشتريان استفاده مي شود.
ب) CRM تحليلي: در CRM تحليلي، ابزارها و روش هايي به كار مي رود كه اطلاعات به دست آمده از CRM عملياتي را تجزيه و تحليل كرده و نتايج آن را براي مديريت عملكرد تجاري آماده مي كند.
در واقع، CRM عملياتي و تحليلي در يك تعامل دو طرفه هستند؛ يعني داده هاي بخش عملياتي در اختيار بخش تحليل قرار مي گيرد؛ پس از تحليل داده ها، نتايج بدست آمده تاثير مستقيمي بر بخش عمليات خواهد داشت. به كمك تحليل هاي اين بخش، مشتريان دسته بندي شده و امكان تمركز سازمان بر روي بخش خاصي از مشتريان فراهم مي شود.
ج) CRM تعاملي: در اين نوع ارتباط، مشتري براي برقراري ارتباط با سازمان، از آسان ترين روش ممكن مانند تلفن، تلفن همراه، فكس، اينترنت و ساير روش هاي مورد نظر خود استفاده مي كند؛ CRM تعاملي به دليل امكان انتخاب روش از سوي مشتري و اينكه بيشتر فرايندها (از جمع آوري داده ها تا پردازش و ارجاع مشتري)، در كمترين زمان ممكن به مسئول مربوطه مي رسد، باعث مراجعه مجدد مشتري و ادامه ارتباط با شركت مي شود.
مراحل اجراي CRM
تمامي مراحل اجراي CRM را مي توان به چند مرحله زير تقسيم كرد كه عبارتند از:
طراحي و ايجاد راهبرد CRM ، طراحي مجدد فعاليت ها با در نظر گرفتن راهبرد CRM ، مهندسي مجدد فرايندهاي كاري و انتخاب نرم افزار مناسب.
هدف از ايجاد راهبردهاي كسب و كار مشتري مدارانه، برنامه ريزي براي تعيين راهبردها و فرصت هايي است كه شرايط برنده- برنده را در فضاي رقابتي ايجاد كند. اجراي راهبرد كسب و كار مشتري مدارانه مستلزم ايجاد تغييرات در نحوه انجام تعاملات و به طور كلي ساختار تجاري آن شركت است. در اين راه بايد نقش بخش ها و واحدهايي كه با مشتري تعامل دارند، به درستي روشن و مشخص شود كدام واحد مي تواند ارزش افزوده بيشتري را براي مشتري ايجاد كند.
طراحي مجدد فعاليت هاي كاربردي و مهندسي مجدد فرايندها، با هدف كاهش هزينه هاي غيرضروري مشتري و افزايش رو به بهبود ميزان خدمات به مشتري انجام مي شود. در واقع، فرايندهايي كه دوباره تعريف شده اند بايد بتوانند تمام فعاليت ها را به سمتي هدايت كنند كه مركز توجه اين فعاليت ها، رضايتمندي مشتري باشد.
بازنگري زنجيره فعاليت ها در فرايند بايد به طور مرتب تكرار شود؛ در اين ميان، انتخاب يك نرم افزار مناسب براي تسهيل فرايندها خودكارسازي فرايندها، (تا جايي كه امكان دارد) بسيار با اهميت است.
منبع:
نشريه روش، شماره 96
"سنجش مشتری"
كانو ، دانشمند ژاپني انواع نيازهاي مشتري را به شرح زير توصيف مينمايد :
1 ـ نيازهاي پايه كه اغلب مشتري آنها را اظهار نميكند و توقع دارد كه آنها حتماً وجود داشته باشند و تأثيري درايجاد رضايت نداشته ، ولي نبودن آنها نارضايتي شديدي ايجاد مينمايد . بودن واكسن در يك مركز بهداشتيدرماني يك نياز پايه است .
2 ـ نيازهايي كه مشتري آنها را اظهار ميكند و تأمين آنها نسبت مستقيم با درجه رضايت مشتري خواهد داشت.معطل نبودن در زمان ارائه خدمت نيازي است كه مشتري معمولاً اظهار ميدارد.
3 ـ نيازهاي خوشحال كننده كه مشتري انتظار آنرا نداشته ، ولي در صورت شناسايي آنها و دادن پاسخ مناسببراي آنها رضايت شديدي در مشتري ايجاد ميگردد. همراهي نمودن مشتري به اتاق مربوطه از نيازهاي خوشحالكننده محسوب ميگردد.
كانو معتقد است كه نيازهاي خوشحال كننده توسط مشتري اظهار نمي شود و براي توليد كننده شتاخته شده نيستو گوش دادن به صداي مشتري باعث شناختن آنها ميگردد .
براي تعيين نيازها و خواستههاي مشتري بايد كارهايزير را به ترتيب انجام داد :
1 ـ انواع مشتري و خصوصيات آنها را تعيين نماييد .
شناسايي مشتري نبايد محدود به افراد استفاده كننده از خدمات واحد ارائه دهنده خدمت باشد ، بلكه بايستيتمام مشتريها اعم از مشتريهاي استفاده كننده از خدمات و مشتريهايي كه از خدمات استفاده نمي كنند ، شناختهگردند .
2 ـ برنامه جمعآوري داده از مشتريها را تهيه نماييد .
3 ـ حرفها ، خواستهها و نيازهاي مشتريها را جمعآوري نماييد .
4 ـ حرفهاي مشتري را به نيازمنديها برگردانيد . جملات مبهم و گنگ مشتري را به جملاتي روشن تبديل نماييد .
5 ـ مهمترين نيازهاي مشتري را تعيين نماييد ( اولويت بندي )
6 ـ ارتباط بين نيازهاي مهم را روشن نماييد .
7 ـ نيازهاي مشتري را بصورت عملياتي تعريف نماييد .
8 ـ مشخصههاي كيفي نيازها را تعيين نماييد .
9 ـ فرايند پاسخگو را طراحي نماييد .
10 ـ سنجش متناسب با نياز مشتري را تعيين نماييد .
11 ـ براي اجرا برنامه ريزي نماييد .
دادههاي مشتريها را مي توان با مصاحبه هاي پايان كار ، مشاهده در محل واقعي عمليات ، بحث گروهي متمركز ونظرسنجي انجام داد .. در برخورد با مشتريها براي جمعآوري داده اگر حرفهاي او از نظر ما نادرست باشد نبايدسعي در اثبات نادرستي سخن او نمود بلكه بايد ضمن تشكر از بيان نظراتش با سئوالات مختلف سعي نمود بهمنظور او پي برد .هدف از ملاقات با مشتري تعيين آماري نياز نبوده ، بلكه درك خواسته هاي مشتري ميباشد.نتايج تحقيقات دانشگاه MIT نشان داده است كه پس از 20 ملاقات نتايج شروع به كاهش مي يابد و مصاحبه با 10 نفر 70درصد دادههاي باارزش را بدست ميدهد.
سنجش رضايت مشتري و شكايتهاي آنها
نتايج تحقيقات نشان داده است كه 95 درصد مشتريهاي ناراضي ، نارضايتي خود را به شما نگفته و محل مراجعهخود را تغيير خواهند داد و نيز هر مشتري ناراضي ، نارضايتي خويش را به ده نفر ديگر نيز انتقال خاهد داد . درسازمان بايد برنامه منظمي براي سنجش رضايت مشتريها وجود داشته باشد تا بتوان با شناسايي عوامل مؤثر درايجاد نارضايتي نسبت به برطرف نمودن آنها اقدام نمود .
اگر در سازمان شكايتي از سوي مشتريها بگوش نمي رسد نبايد خوشحال شد زيرا مردم :
ـ بخاطر فضاي بستة سازمانها شكايت نميكنند و تنها محل مراجعة خود را تغيير ميدهند
ـ نميدانند چگونه شكايت نمايند.
ـ اعتقادي به نتيجه ندارند
ـ از فكر انتقام ميترسند.
بايد در سازمان از شكايتهاي مردم و افراد شاكي استقبال نمود . به موجب آمارهاي بسيار دقيق شاكيان دو برابرمشترياني كه ناراضي بوده ولي شكايتي نكردهاند ، ارزش دارند . بايد راههاي مناسب براي اظهار شكاياتتوسط مشتريها در دسترس همه آنها باشد تا براحتي بتوانند شكايات خود را مطرح نمايند و سازمان به تمام اينشكايتها پاسخ درست و مناسب ارائه نمايد . پاسخ درست و مؤثر به شكايات :
- يك مشتري غيرخوشحال را وفادار مي سازد.(تحقيقات نشان داده است كه رسيدگي سريع و درست بهشكايت مشتري ناراضي ، در 95 درصد موارد او را مشتري وفادار شما خواهد نمود .
- به عنوان فرصت يادگيري و ارتقا محسوب ميگردد.
- مشتريها را براي اظهارنظر و شكايت كردن تشويق مي كند.
- منجر به طراحي و ارائه خدمات جديد ميگردد.
راههاي جمعآوري شكايات مشتريها
از راههاي مختلف ميتوان نسبت به جمعآوري شكايات مشتريها اقدام نمود كه در زير به برخي از آنها
اشارهميگردد:
1 ـ شماره تلفن اعلام شده
2 ـ نصب صندوق شكايات و پيشنهادات در واحد مربوطه
3 ـ توزيع كارتهاي شكايت بين مشتريها
4 ـ نظرسنجي و مصاحبه
5 ـ بحث گروهي متمركز
منبع: به سوی مدیریت جامع کیفیت
قانون طلايي مشتري مداري " هميشه حق با مشتري است "
«پيتزا دومينو» كه در آمريكا شهرت فراوني دارد، در تبليغات خود استانداردهاي خاصي را معرفي مي كند با اين مضمون كه « پيتزاي مجاني در صورت عدم تحويل به موقع » يك پيتزا فروشي ديگر نيز وجود دارد كه شعارش اين است كه « بخوريد اگر خوشتان نيامد پولش را پرداخت نكنيد » .
اينها شعار نيست واقعيت هاي تمام عياري است كه امروزه سازمانها بر اساس آن هميشه حق را به مشتري داده اند.
" مشتري در آمريكا و در بريتانيا ، سلطان و همه كاره است. در ژاپن ، پادشاه است و بالاخره در هند رئيس است . چرا رئيس است؟ براي اين كه رييس مي تواند در هر لحظه كه بخواهد شما را اخراج مي كند . هرگاه از شما و از كارتان راضي نباشد ، شما را كنار مي گذارد."
" عبارت «هميشه حق با مشتري است» را به لرد سنيزبري در بريتانيا نسبت مي دهند اما گفته مي شود كه «جان واناميكر» مالك يك فروشگاه بزرگ در فيلادلفيا نخستين كسي است كه در دهه 1860 ميلادي اين عبارت را براي اولين بار به كار برده است"
" همچنين عنوان شده است كه : در اواخر قرن نوزدهم عبارت « مشتري پادشاه است The Customer is the king توسط جان ناميكر John Nomiker در آمريكا مطرح شد و مشتري مداري در بازار خريد و فروش رونق گرفت و مفهوم رضايت مشتري در مديريت بازار جايگاه خاصي يافت".
گفنه مي شود اصطلاح «مشتري پادشاه است» كه براي اولين بار در كشور انگلستان مطرح شد مبنا را بر اين دارد كه مشتري مقام و رتبه و درجه و اهميت فوق العاده اي دارد و همچنان كه به پادشاه احترام مي گذاريد و خدمت مي كنيد بايستي به مشتري نيز خدمت كنيم و احترام بگذاريم.
براي اينكه اين اصطلاح بيشتر روشن شود مفهوم آن را مي شكافيم. به طور كلي انگليسي ها به پادشاه خود احترام خاص قائل هستند و همچنان كه مي بينيم نظام پادشاهي را تاكنون حفظ كرده اند و احتمالاً حفظ خواهند كرد. پادشاه و پادشاهي در نزد انگليسي آنقدر اهميت دارد كه يكي از صاحب نظران مي گويد تا سال 2020 فقط دو پادشاه در جهان باقي مي ماند «يكي پادشاه انگليس و ديگري پادشاه ورق پاسور».
بهر حال منظور از اصطلاح «مشتري پادشاه است» اين است كه همچنانكه به پادشاه احترام قائل هستيد و براي رضايت او از هر تلاشي دريغ نمي ورزيد براي مشتري نيز بايستي احترام قائل باشيد و براي رضايت او از هيچ تلاشي دست برنداريد.
در دهه هاي 40 و 1350 كه سازمانها و وزارتخانه در ايران شكل مي گرفت اصطلاح «ارباب رجوع» مطرح شد تا بتواند گوياي زبان حال اصطلاح «مشتري پادشاه است» باشد.
مطرح شدن اصطلاح «ارباب رجوع» از آن باب بود كه ايران در عصر ارباب و رعيتي به سر مي برد و مردمان براي ارباب احترام و جايگاه خاص قائل بودند لذا اصطلاح ارباب رجوع به اين معني بود كه همچنانكه به ارباب احترام قائل هستيد به كسي كه به سازمان شما مراجعه مي كند احترام قائل باشيد و براي رفع نيازهاي او كوشا باشيد.
هميشه حق با مشتري است حتي اگر حق با مشتري نباشد
به هر حال قانون طلايي مشتري مداري اين است كه :
( هميشه حق با مشتري است حتي اگر حق با مشتري نباشد)
به عبارتي ديگر " مشتري مداري دو قانون بيشتر ندارد قانون اول اينكه هميشه حق با مشتري است و قانون دوم اينكه اگر حق با مشتري نباشد به قانون اول مراجعه كنيد" .
اما چرا هميشه حق با مشتري است؟
به نظر شما چه چيزي عامل اين شده است كه هميشه حق با مشتري باشد؟
- نياز ما به مشتري؟
- اینکه بدون مشتري كار ما تعطيل است؟
- و ...
به نظر مي رسد دليل اساسي اينكه هميشه حق با مشتري است اين است كه نادانسته هاي مشتري درباره ما، كالاي ما و سازمان ما بسيار زياد است و لذا بواسطه نادانسته هاي مشتري هميشه حق با مشتري است.
- اينكه حقوق كاركنان پرداخت نشده است ارتباطي به مشتري ندارد.
- اینکه كاركنان با يكديگر هماهنگ نيستند به مشتري ارتباطي ندارد.
- اینکه مواد اوليه نرسيده است به مشتري ارتباطي ندارد.
- اینكه وام به شركت شما تعلق نگرفته است به مشتري ارتباطي ندارد.
- اينكه مدير سازمان توانمند نيست به مشتري ارتباطي ندارد و هزاران عيب و ايراد ديگر كه ممكن است كيفيت خدمات و كارهاي شما را پائين بياورد و مشتري را با مشكلاتي روبرو سازد ارتباطي به مشتري ندارد.
" مشكلات درون سازماني، ارتباطي به مشتري برون سازماني ندارد. براي مثال پرسنل با كارآيي كم و بي انگيزه، ضايعات فراوان، دوباره كاري ها، گروه هاي غير رسمي درون سازماني و مسائلي مشابه كه سازمانها را از درون در معرض تهديدات جدي قرار مي دهند، به مشتري برون سازماني ارتباطي ندارد. در حقيقت مشتري برون سازماني عموماً خواستار كيفيت، قيمت، تحويل به موقع، سهولت ارتباط، خدمات، ايمني و انعطاف پذيري، مي باشند".
منابع :
1. جادوي مديريت
2. ارتباط با مشتري – راجر گارترايت
3. ارتباط با مشتري – راجر گارترايت
4. كليد تحول در مديريت / علي هاشمي / نشر مرنديز / 1381
5. رضايت مشتري- علي خوش دهان
"هشت روش براي بهبود خدمات به مشتريان"
يك سيستم خدمات به مشتريان خوب ، ايجاد يك ارتباط خوب در بين مشتريان است . آن چنان رابطه اي كه باعث ترغيب حتي يك مشتري نيز بشود و مراجعه دوباره اش را سبب گردد. به نظر شما چگونه اين چنين مسئله و رابطه اي برقرار مي شود ؟ همواره اين را بايد به خاطر داشته باشيد كه؛ شما بر اساس آنچه انجام مي دهيد قضاوت مي شويد نه آنچه مي گوييد . اگر شما واقعا"، سيستم خدمات مشتريان خوبي داشته باشيد مسايلي كه در ذيل آمده است قدم به قدم شما را ياري خواهد كرد و مطمئنا" شما ، با پيروي كردن اين اصول به يك سيستم برتر خدمات مشتريان خواهيد رسيد:
۱-به تلفنها جواب دهيد . اگر با شما تماسي ناموفق گرفته شده آن را دنبال كنيد .تلفنها را بسرعت(قبل از زنگ چهارم) پاسخ دهید.
۲-به كسي قول ندهيد مگر اينكه توان اجرايي آن را داشته باشيد. رو راستي يكي از شرطهاي اساسي داشتن رابطه خوب است. اين مسئله در مورد قرار ملاقات با مشتريان و … نيز مصداق دارد . حتما"قبل از آنكه قولي بدهيد در مورد به جا آوردن آن فكر كنيد زيرا هيچ چيز مشتريان را بيشتر از بد قولي نمي آزارد .
۳-به حرفهاي مشتريان خود گوش دهيد به حرفهاي مشتريان گوش كنيد و نكته هاي مهم را نكته برداري كنيد و با دادن جوابهاي شفاف و منطقي به آنها، اين فرصت را برايشان فراهم سازيد كه متوجه شوند به آنها توجه كامل داشته ايد و آنها را تكريم نمو ده ايد.
۴-به شكايات دقيقا" رسيدگي كنيد. معمولا"اكثر افراد دوست ندارند كه از آنها ويا شركت آنها انتقاد شود و وقتي با اين مسئله مواجه مي شوند تعصبهايي نا به جا و اضافي از خود نشان مي دهند كه اصلا منطقي نيست. براي داشتن يك سيستم مناسب خدمات مشتريان ، مجبوريم كه به انتقادات سازنده مشتريان، گوش فرا دهيم و اين انعطاف رادرخود ايجاد كنيم تا اينكه، مشتريان راازخود و از شركت نا راضي نكنيم . چرا که يك مشتري كه به خاطرعدم رسيدگي مطلوب به شكايتش ازشركت ناراضي شده است، گروهي از افراد كه به نحوي با او وابستگي دارند را نيز از شركت دور كرده است.
۵-مساعدت كننده باشيد ، حتي اگر فايده فوري در آن نباشد . اگر روزي به خاطر عوض كردن بند ساعت قديمي مورد علاقه ي تان به يك تعمير گاه ساعت مراجعه كنيد واز او بخواهيد كه بند را براي شما عوض كند در صورتي كه اوآن را در ويترين تعمير گاه نداشته باشد و به شما بگويد احتمالا در ميان ساعتهاي قديمي كه در انبار مانده است دارد وبعد از مدتي گشتن، آن را پيدا كند و بدون اينكه پولي از شما بخواهد آن را تعويض كند . شما نا خود آگاه به او مديون مي شويد و مدتي بعد اگر شما بخواهيد براي دوستتان ، يك ساعت بگيريد مطمئنا" به او مرا جعه خواهيد كرد و حتي اگر اين داستان را برای يك يا چند نفر از دوستانتان نيز تعريف كنيد ، احتمال اينكه فرد شنونده نيز مشتري وي شود زياد است . يعني همان اصل مساعدت بدون توجه به بهره فوري
۶-كارمند يا كارمندانتان را فرد ياري رسان و آگاه تربيت كنيد . اين كار را يا خودتان انجام دهيد يا به فرد ديگري واگذار كنيد و از آنها بخواهيد كه دقيقاّ الگوهاي اخلاقي را رعايت كنند . مثلاّ اگر كسي زنگ زد و يكي از كارمندان را خواست نگويد من نمي دانم يا به من مربوط نيست بلكه بگويد" وقتي برگشت به او مي گويم كه با شما تماس بگيرد " در كل كارمندان شركت را ملزم به رعايت منشور اخلاقي كنيد .
۷-قدمهاي اضافي برداريد . مشتريان به هر كار اضافي كه براي آنها انجام مي دهيد توجه فوق العاده دارند وازآن در بين ساير افراد خارج شركت (خانواده ، دوستان و... )به خوبي و اخلاق ياد مي كنند.
۸-هر قدر كه در توان داريد از مشتريانتان تشكر كنيد. با دادن برگهاي تخفيف و قرعه كشي ها و امتياز خاص به مشتريان شركت ، به آنها بگوييد كه برايشان احترام قائليد زيرا مردم اكثرا" دوست دارند مورد تشويق و تمجيد قرار گيرند
نتيجه گيري: اگر شما اين 8 شيوه را به كار گيريد؛ شركت شما به شركتي كه داراي بخش خدمات مشتريان عالي است شناخته مي شود و مي توانيد مشتريانتان را هر آن طور كه مي خواهيد مديريت كنيد، ميزان مشتريانتان را افزايش دهيد وقيمتها را هر آن طور كه مي خواهيد تغييردهيد زيرا ميدان رقابت در دست شماست. وهر كسي كه ميدان رقابت دراختيارش باشد حق انحصار بازار را دارد و اين يعني همان موفقيت
www.persianblog.com
جلب اعتماد مشتری کلید موفقیت شماست"
نیاز مشتری را بشناسید، با محصول یا خدماتی آن نیاز را به سرعت و به گونهای حرفهای برآورده سازید و این کار را بلافاصله به دیگران نیز یاد بدهید. خلاقیت و نوآوری را از یاد نبرید و برای هر کاری که میکنید دلیلی محکم و مشتریپسند داشته باشید. در این مقاله سعی دارم که به برخی پرسشهای مشابه شما پاسخ بگویم.
ایجاد اطمینان در مشتریان احتمالی و جلب اعتماد آنان سختترین کار برای کسانی است که کالا یا خدماتی را برای عرضه در بازار دارند. میگویم سختترین کار است بخاطر آنکه پیش از هر اقدامی در خصوص آن، باید بسیار درباره آن فکر کرد و پس از تعیین استراتژی، تکنیکها و تاکتیکهایی را آزمود و نهایتاً با برخورداری از یک ثبات رویه آن استراتژی را به اجرا گذاشت.
جلب اعتماد مشتری راههای مختلفی دارد و با توجه به نوع کالا یا خدماتی که ارائه میکنید، می توانید استراتژیهای مختلفی را به کار برید. اما یک سری از کارها به نوع کالا یا خدماتی که ارائه می دهیم بستگی ندارد و به نوعی جزو اصول ایجاد اطمینان در مشتری و جلب اعتماد او به شمار می آید. در مقاله دیگری - که در همین بخش فارسی سایت آرشیو شده است برخی از آن اصول را برشمردهام و بارها به این نیز اشاره کردهام که بهترین کاسبهای ما آن را به صورتی سنتی آموختهاند و خیلی سریع و حرفهای به فرزندانشان این را آموختهاند و برای همین هم بسیار موفق بودهاند: اینترنت را به آنان بدهید و خواهید دید که ظرف چند هفته تجارت الکترونیک را هم رونق خواهند بخشید.
در این مقاله می خواهم تنها به یکی از راههای ایجاد اطمینان و جلب اعتماد مشتری بپردازم:
دلیل قانع کننده و مشتری پسند!
برای هر چیزی که به مشتری میگویید یک دلیل قانعکننده داشته باشید به طوری که مطمئن هستید که او حرف شما را باور می کند. برای اینکه شما پیش از اینکه بخواهید این استراتژی را در پیش بگیرید، لازم است که خیلی خوب درباره آن بیاندیشید و آن را از زوایای مختلف بسنجید و امتحان کنید. خودتان را جای مشتری بگذارید: «آیا خودم این حرف را باور میکنم؟» ببینید که بسادگی میتوانید خودتان را و کلاهتان را قاضی کنید: «آیا من خودم این حرف را باور میکنم؟» با این شیوه، مطمئن باشید که اگر خودتان، حرف خودتان را باور کنید از هر لحاظ، مشتری شما نیز حرف شما را باور میکند و به این ترتیب شما یکی از راههای جلب اعتماد مشتری را آموختهاید. حال اجازه دهید که یک مثالی بیاورم: من فروشگاهی دارم که در آن میخواهم روی همه کالاهای آنالوگ، ۵۰ درصد تخفیف بدهم و برای این کار تا پایان ماه مهلت گذاشتهام، - دلیل این کار کاملاً روشن است، همهی کالاهایی را که ارائه میکنم دارند دیجیتال میشوند و من باید هرچه زودتر و بیشتر جلوی ضرر را بگیرم - اما از طرف دیگر می خواهم روی برخی از انواع دوربینهای دیجیتال هم ۵۰ درصد تخفیف بگذارم! در اینجا مشتری تعجب خواهد کرد و حس کنجکاویاش به او میگوید لابد خراب از آب درآمده میخواهد از شرشان راحت شود یا اینکه از شما بپرسد چرا؟ به چه علت؟ چرا حالا؟ این مارک؟ و ... در اینجاست که شما باید دلیل قانع کننده داشته باشید و اگر حرف و پاسخ بی ربط بدهید مطمئن باشید که اعتماد مشتریتان را برای همیشه از دست دادهاید. اگر بگویید که برای تغییر شغل روی این نوع اجناس دیجیتالی تخفیف می دهید و بعد چنین تغییر شغلی هیچگاه رخ ندهد، چه اتفاقی می افتد؟ اما حالتی را در نظر بگیرید که شما حقیقتاً برای این تخفیف دلیل قانع کننده دارید، شما به مشتری می گویید: «میدانید؟ ما در چند ماه اخیر فروش خوبی نداشتهایم و باید بتوانیم اجاره مکان و حقوق بچهها (کارکنان) را سر ماه و به موقع پرداخت کنیم و ... ببینید که اگر فروشگاه شما پیش فروشگاههای همسایه معروف به عدم پرداخت سر ماه و به موقع حقوق کارکنانش باشد، بار دیگر اعتماد مشتریتان را برای همیشه از دست دادهاید و او دیگر از شما خرید نمی کند.
در ایران متاسفانه و معمولاً بازاریابهای ما و فروشندگان ما یک استراتژی بیشتر یاد نگرفتهاند و به قول خودشان : «همین ما را کفایت می کند و بس است و بیشتر از این هم نمی خواهیم!» - ببینید این غلط است که ما بگوییم میخواهیم «مشتری» به ما اعتماد نکند! این مشتری نشد، که نشد، می رویم سراغ یکی دیگر! فروشندگان ما راه را به خطا میروند وقتی مشتری را دست کم میگیرند دیده اید که اکثراً درست و حسابی جواب مشتری را نمیدهند، یا جوابهای سربالا می دهند، دلایل الکی، بی سر و ته و بی محتوا تحویل مشتری میدهند و به اصطلاح مشتری را سنگ قلاب میکنند. بعد مینشینند توی مغازههایشان و از نبودن مشتری و وضع بد اقتصادی و تورم و دولت و مجلس و غیره شکایت میکنند! و این در حالی است که آنها که رمز و رموز کار را بخوبی میدانند به قول خودمان آرام آرام یکی شان را دو تا می کنند و دو تایشان را چهار تا و حسابی پول در میآورند و پس از مدت کوتاهی میبینید که فروشگاهشان هی بزرگتر و بزرگتر میشود و شعبههای گوناگونی این طرف و آن طرف باز میکنند. در عین حال، عدهای چون خود را در این میدان رقابت شکست خورده میبینند حرف و حدیث را پشت سر اینها آغاز میکنند: «نه بابا فلانی پشتش محکمه به فلان شخصیت و بهمان وزیر و وکیل و ...» از اینجاست که به کار و اهمیت دادن به مشتری به عنوان یکی از عوامل موفقیت در کسب و کار، بازار شایعه و بدگویی و زیرآب زدن و چوب لای چرخ گذاشتنها داغ میشود!
وقتی دلیلی قانع کننده و باورکردنی داشته باشیم، مشتری هم خودش را جای فروشنده میگذارد و این رابطه که به مرور مستحکم شود، اعتماد مشتری جلب میشود و این اعتماد به باور و یقین مبدل میگردد. یک اشتباه میتواند تمام باورها را به شک و بعد بی اعتمادی مبدل کند و فروشندگان ما باید خیلی مراقب این نکته باشند.
جلب اعتماد مشتری روی اینترنت، کاری بس مشکلتر است چرا که ارتباط رو در رو نیست و شما باید از طریق کلمات و جملات و عکسها و صفحات و اطلاعات و پاسخگویی به موقع به نامهها و نیازها و تسهیل سفارش و تحویل فوری و نمایش توصیهنامهها و ارائه ضمانتنامهها این حس را در مشتری یا مشتریهای احتمالی خود بوجود آورید.
http://www.webfaqt.com
! ها: بدون مشتري هرگز CRM پيام
مقدمه
شايد اين ضرب المثل را بارها شنيده ايد: " به دست آوردن دوست آسان است، اما نگهداشتن دوست سخت ". اما در مورد مشتريان يك سازمان، شرايط به مراتب از اين نيز سخت تر است. به دست آوردن مشتري و نگهداشتن آن هيچ كدام كار آساني نيست. بدون شك امروزه كسب رضايت مشتري جايگاهي مهم و حياتي در اهداف شركتها به خود اختصاص داده است و مديران ارشد به خوبي ميدانند موفقيت آنها در راه رسيدن به اهداف شركتها، در گرو جلب رضايت مشتريان است. از سوي ديگر نمي توان گفت همهي مشتريان سهم يك ساني در موفقيت شركت دارند. بنابراين جلب رضايت مشتريان كليدي، حساسيت بيشتري خواهد داشت. بدين ترتيب، لازم است در سازمان، سيستمي براي جذب و حفظ مشتريان طراحي و پياده سازي شود، سيستمي كه بتواند روابط سازمان و مشتريان آن را به خوبي مديريت كند. امروزه اين سيستمها به سيستم هاي مديريت ارتباط با مشتريان مشهور شده اند و نرم افزارهايي نيز با نام CRM به بازار آمده است كه ميتوانند سازمان را در راه جلب رضايت مشتريان كاراتر سازند. دراين نوشتار، مراحل استقرار سيستم مديريت ارتباط با مشتريان كليدي (Key Customers Relationship Management) مورد بررسي قرار مي گيرد.
1- تعريف سيستم مديريت ارتباط با مشتريان كليدي
سيستم مديريت ارتباط با مشتريان، سيستمي است كه سازمان را در برقراري رابطه اي بلند مدت با مشتريان آن ياري دهد. روابطي كه بر مبناي استراتژي برد- برد طراحي شده باشد و براي دو طرف ارزش آفرين و پرمنفعت باشد. هر تعاملي با مشتريان يك فرصت است. منظور ار فرصت ، فقط فروش محصولات به مشتريان نيست، بلكه مهمتر از آن، اين است كه سازمان در تماس هاي خود با مشتري اطلاعات مفيدي را ميتواند به دست آورد، اطلاعاتي كه يادگيري سازماني را افزايش خواهد داد و سازمان را در يافتن ايده هاي جديد و شناسايي سلايق مشتريان ياري خواهد رساند.
دامنهي سيستم مذكور، ميتواند گسترده باشد و همهي مشتريان را پوشش دهد و يا اين كه گروه خاصي از مشتريان را پوشش دهد: مانند مشتريان كليدي، كه در اين صورت سيستم طراحي شده، سيستم مديريت ارتباط با مشتريان كليدي خواهد بود.
2- مراحل استقرار سيستم مديريت ارتباط با مشتريان كليدي
2-1- تهيه برنامه كسب وكار
برنامه كسب وكار، نوشتهاي است كه سازمان را آماده ميكند تا تمام عوامل داخلي و خارجي مرتبط به يك كسب و كار را در نظر بگيرد. BP مانند نقشهي راه (Road Map) است كه سازمان را در رسيدن به اهدافش ياري ميرساند.
برنامه كسب وكار معمولاً شامل مطالب زير است:
چشم انداز (Vision)
چه چشم اندازي از آينده شركت خود متصور هستيد؟
بيان چشم انداز بايد جامع و ايده آل گرايانه باشد و بايد تصوير واضحي از كاري كه ميخواهيد انجام دهيد، ترسيم كند.
مأموريت ، رسالت (Mission):
ماموريت يا رسالت (رسالت نامه)، علت موجوديت سازمان بوده و علت وجودي سازمان را روشن ميكند. در واقع به اين سؤال جواب ميدهد كه ما در چه كسب و كاري فعاليت ميكنيم؟ معمولا" كوتاه هستند و در چند كلمه حيطهي تمركز شركت شما و چيزي را كه به مشتري عرضه ميداريد، بيان ميكند. معمولا" به اين سوال كه چرا مشتريان اين كالا يا خدمت را ميخرند پاسخ ميدهد؟
فرصتها و تهديدات خارجی (External opportunities and Threats):
مقصود رويدادها و روندهای سياسی (P)، اقتصادی (E)، اجتماعی (S)، فناوری (T)، قانونی (L)، دولتی (G) و رقابتی (C) است که می توانند به ميزان زيادی در آينده به سازمان منفعت يا زيان برسانند. فرصت ها و تهديدها به ميزان زيادی خارج از کنترل يک سازمان است. از اين رو از واژه «خارجی» جهت طبقه بندی آنها استفاده می کنند.
اصل اساسی مديريت استراتژيک اين است که سازمان ها بايد برای بهره جستن از فرصتهای خارجی و پرهيز از اثرات ناشی از تهديدات خارجی يا کاهش دادن آنها در صدد تدوين استراتژی هايی برآيند. بدين دليل، شناسايی، نظارت و ارزيابی فرصتها و تهديدات خارجی میتواند موفقيت سازمان را تضمين كنند. گاهی فرآيند انجام دادن تحقيق و گردآوری و همگون ساختن اطلاعات خارجی را بررسی عوامل خارجی مینامند.
نقاط قوت و ضعف داخلی (Internal Strengths and Weaknesses): اين موارد در زمره فعاليت های قابل کنترل سازمان قرار می گيرند که سازمان آنها را به شيوه ای بسيار عالی يا بسيار ضعيف انجام میدهد. يکی از فعاليتهای مديريت استراتژيک، اين است که نقاط قوت و ضعف واحدهای سازمانی را شناسايی و آنها را ارزيابی کند. سازمانها می کوشند استراتژیهايی را به اجرا درآورند که نقاط قوت داخلی تقويت شود و ضعف های داخلی برطرف گردد يا بهبود يابد.
نقاط قوت و ضعف هر سازمانی در مقايسه با وضع سازمان های رقيب تغيير می کند. يکی از اطلاعات مهم اين است که سازمان از نقاط قوت و ضعف نسبی خودآگاه شود. از راه های بسيار زيادی ميتوان عوامل داخلی سازمان را محاسبه کرد. مانند محاسبه نسبت ها، تعيين ميزان عملکرد و مقايسه اين عوامل با ميانگين دوره های گذشته. همچنين میتوان برای بررسی عوامل داخلی مانند روحيه کارکنان، کارآيی توليد، اثربخشی تبليغات و ميزان وفاداری مشتريان از تحقيقات پيمايشی (Survey) استفاده کرد.
اهداف (Objectives) به چه نقاطي اين كسب و كار در يك سال آينده بايد برسد تا موفق باشد؟
نقاط پاياني چه هستند؟ و تعريف كسب و كار شما از موفقيت چيست؟
اهداف قابل رسيدگي بيان مي كنند كه شما در تلاش هستيد كه به چه نقاط مشخصي برسيد. يك هدف مؤثر داراي نقطهي پاياني كاملاً تعريف شدهاي با عناصر قابل اندازه گيريشده است.
استراتژيها (Strategies) ابزاری هستند که سازمان ميتواند بدان وسيله به هدف های بلندمدت خود دست يابد.
چگونه اين كسب و كار رشد خواهد كرد و اداره خواهد شد؟ استراتژي ها جهت، فلسفه و ارزش ها و متدولوژي تآسيس و ادارهي شركت را مشخص ميكنند.
آنها راهنماها و مرزهاي تصميم گيريهاي مهم شركت را مشخص مي كنند.
برنامه ها (Plans) چه برنامه ها و پروژه هايي به طور مشخص در يك سال براي رسيدن به اين اهداف انجام خواهد شد؟
كارهاي مشخصي هستند كه يك شركت ( كسب و كار) بايد انجام دهد تا به اهداف خود برسد . هر برنامه به طور مشخص و مستقيم بايد به يك هدف و استراتژي مربوط باشد. برنامه ها بايد عمل گرا بوده و وظايف مشخصي را بيان كند. زمان انتهايي ( نهايي) براي انجام داشته باشند و اين كه چه كسي، چگونه، كجا و با چه هزينهي مالي و غيرمالي اين كار ها را انجام خواهد داد، را مشخص سازد.
2-2- شناسايي وطبقهبندي مشتريان كليدي
كدام گروه از مشتريان از ديدگاه شركت مهم و كليدي به شمارمي روند؟ براي بسياري ازشركتها، مشتري كليدي، كسي است كه سهمي زيادي در سودآوري شركت داشته باشد. اما اين تعريف نميتواند مبناي شناسايي مشتريان قرارگيرد .مشتريان كليدي مشترياني هستند كه سهم به سزايي در دستيابي شركت به اهدافش داشته باشند و ازآن جا كه اهداف شركت تنها به سودآوري و درآمد ختم نمي شود، سودآوري و درآمدزايي تنها معيار تعريف مشتريان كليدي نخواهد بود.
دو طبقه مهم در الويت گذاري مشتريان كليدي عبارت است از :
1- جغرافيايي (Demographic)
2- روانشناسي (Psychographics)
تمركز طبقهبندي جغرافيايي بر مبناي پتانسيل فروش وسود قرار دارد و از روش آناليز پارتو بهره ميگيرد. ويلفردو پارتو (Vilferdo Pareto)،اقتصاددان ايتاليايي،قانون پارتو را به منظور توضيح توزيع درآمد و ثروت در ايتاليا ابداع كرد. اين قانون به قانون 80:20 نيز مشهور است. براين اساس 80 درصد درآمد شركت ناشي از خريدهاي 20 درصد مشتريان است .
از لحاظ روانشناسي مشتريان به 4 طبقه دسته بندي ميشود :
1- مشتريان وفادار : مشترياني كه كالاي شركت را كاملا" بهتر از كالاي رقيب ميدانند.
2- مشتريان نسبتا" وفادار : مشترياني كه كالاي شركت را كمي بهتر از كالاي رقيب ميدانند.
3- مشتريان بيوفا : مشترياني كه كالاي شركت را بهتر از كالاي رقيب نميدانند.
4- مشتريان وفادار رقيب: مشترياني كه كالاي رقيب را كاملا" بهتر از كالاي شركت ميدانند.
نكته مهم ديگر در زمينه الويت گذاري مشتريان با توجه به " جاذبه مشتري " است. جاذبه مشتري بايد از 4 جنبه مورد بررسي قرار گيرد:
1- كسب وكار مشتري
2- محصول مشتري
3- رقابت در كسب وكار مشتري
4- پتانسيل سودآوري
2-3 ايجاد سيستم اندازهگيري سودآوري مشتري
شركت نسبت به سودآوري مشتريان كليدي خود چه قدر آگاهي دارد؟
براي پاسخ بدين پرسش، ايجاد سيستم اندازهگيري سودآوري مشتري ضروري به نظر ميرسد. گزارش سودآوري مشتري را ميتوان از خروجيهاي مهم اين سيستم دانست.
سرفصلهاي گزارش سودآوري مشتري :
- ارزش فروش ناخالص
- تخفيفات
- هزينه هاي تحويل
- هزينههاي تمام شده كالا
- هزينه هاي فروش
- هزينههاي آموزش
- ساير هزينه ها
- سودآوري مشتري
2-4 برنامه جذب و حفظ مشتري كليدي
اين برنامه باتوجه به اطلاعات زير تهيه مي گردد:
1- پروفايل مشتري : اين پروفايل دربرگيرنده اطلاعات زير است:
- اطلاعات مشتري
- شعبات شركت
- اندازه شركت (كارمند ، درآمد و شاخه و... )
- مديران ارشد
- اطلاعات محصولات
- روشهاي پرداخت
2- سوابق مشتري
3- اهداف اصلي مشتري
4- استراتژي مشتري
5- اهداف اصلي فروش شركت
6- اطلاعات پرسنل مرتبط با مشتري
- مدير مستقيم مربوطه
- اعضاي تيم
- اعضاي تيم پشتيباني
- ساير اطلاعات
7- اطلاعات رقبا
- محصولات رقبا
- قيمت هاي رقبا
- قرادادهاي رقبا
- نقاط ضعف و قوت رقبا
- تبليغات رقبا
2-5 ايجاد سيستم اندازهگيري رضايت مشتري
بدون شك مديريت ارتباط با مشتري به نتيجه مطلوب نخواهد رسيد، مگر اين كه رضايت مشتري افزايش يابد. لذا استقرار سيستمي كه بتواند رضايت مشتري را اندازهگيري كند، حياتي به نظرميرسد. اين سيستم بايد بر مبناي مدلي مناسب براي سنجش رضايت مشتري قرار گيرد واطلاعاتي قابل اعتماد و معتبر از ميزان رضايت مشتريان كليدي ارايه دهد.
3- معرفي نرم افزارهاي CRM شركت هاي SAP و مايكروسافت
شركت SAP در مورد نرم افزار CRM خود چنين مي گويد:
" اين نرم افزار، شركتها را در ارزش آفريني براي مشتري ، رشد و سود آوري توانمندتر ميسازد. اين نرم افزار تنها نرم افزاري است كه كاركنان، شركاء، مشتريان و فرايندها را به هم پيوند مي زند."
قسمت هاي اصلي اين نرم افزار عبارت است از :
1- بازاريابي 2- فروش 3- خدمات 4- تجزيه و تحليل 5- تجارت الكترونيكي 6- مديريت كانالها
و نظرمايكروسافت در مورد CRM خود چنين است :
"نرم افزاري جامع از خانوادهي نرم افزارهاي CRM، كه امكان ارايه خدمات برتر به مشتريان، كسب سود بيشتر، پيش بينيهاي دقيق فروش و تجزيه و تحليل عمكلرد شركت را فراهم ميسازد. نرمافزاري كه منعطف و مقياس پذير است و قابليت يكپارچگي با نرم افزارهاي مايكروسافت آفيس را دارد " .
مزاياي كليدي اين نرم افزار عبارت اند از :
1- مديريت فرصت ها
2- مديريت حسابها
3- مديريت فروش
4- مراقبت از مشتريان
منبع:
نويسنده : محمدرضا شاهيني - كارشناس ارشد مديريت استراتژيك
"۵ اصل برای موفقیت CRM "
CRMمخفف عبارت Customer Relationship Management است و به روش نرم افزاری اطلاق می شود كه به سازمان كمك می كند تا به شیوه ای سازمان یافته ارتباط با مشتریانش را مدیریت كند. نمونه ساده ای از CRM ، یك بانك اطلاعاتی حاوی اطلاعات مربوط به مشتریان یك سازمان است كه مدیریت و كاركنان فروش یا خدمات سازمان به كمك آن می توانند نیازهای مشتریانشان را با محصولات خود تطبیق دهند، نیازهای خدماتی آنها را یادآور شوند و غیره.
صرف نظر از این تعریف ساده، باید بدانیم كه CRM راهبردی است كه به كمك فناوری به اجرا درآمده است؛ CRM تنها یك ابزار نرم افزاری نیست كه باعث شود كارتان را بهتر انجام دهید، CRM فلسفه ای است كه سعی دارد راهبردی خلق كند كه تمام اجزای یك سازمان را یكپارچه كرده، اطلاعات را در بین تمام كاربران به اشتراك بگذارد و مانع از تكرار بیهوده كارها شود. این فلسفه، فضایی را در سازمان ایجاد می كند كه در آن اطلاعات به اشتراك گذاشته شده، در زمان لازم در اختیار افرادی كه به آن نیاز دارند قرار می گیرد، یعنی همه كاركنان و همه چیز به یكدیگر مرتبط و متصل هستند و خروج یك نفر از سازمان باعث از هم پاشیدن هیچ چیز در سازمان نخواهد شد.
● معیارهای موفقیت CRM
عوامل موفقیت یك برنامه CRM در هر سازمان و بازاری، به واسطه قابل دسترس بودن و سطح كیفیت اطلاعات مشتریان تعیین می شود. هر چقدر بیشتر در مورد نیازها، مشكلات، انتظارات و شكایات مشتریان بدانید، بهتر می توانید یك برنامه مدیریت ارتباطات پایدار بسازید.
امروزه برای فعالیت های بازاریابی در هر فعالیت تجاری، نتایج قابل اندازه گیری وجود دارد. برای مثال براساس تحقیقات انجام شده،۶۶ درصد مدیران معتقدند بزرگترین نیاز بازاریابی، تحلیل واقعی بازگشت سرمایه (ROI) است. برخی معیارهای مورد استفاده در سنجش موفقیت CRM عبارتند از:
▪ رضایت مشتری:
افزایش وفاداری مشتری به سازمان را می توان در تكرار خرید در یك دوره زمانی معین و افزایش ضریب نفوذ محصول مشاهده كرد.
▪ منفعت مشتری:
منفعت مشتری را می توان از طریق افزایش درآمد به ازای خرید مشتری، افزایش ارزش دوره عمر محصول و كاهش هزینه خدمات رسانی سنجید
▪ سهم بازار:
میزان نفوذ در بازار را می توان به كمك مقایسه عملكرد سازمان نسبت به سایر رقبا سنجید.
▪ تحلیل مالی:
معیارهای مالی كمی برنامه CRM سازمان، مانند هزینه كل مالكیت، بازگشت سرمایه، ارزش فعلی خالص، نرخ بازگشت داخلی و نسبت درآمد به سهم است.
▪ حاشیه درآمد و سود
میزان افزایش سود و درآمد هر سه ماهه را نسبت به سه ماهه قبل و همچنین میزان افزایش سود و درآمد در هر سال نسبت به سال قبل را سنجید.
▪ صرفه جویی در هزینه:
میزان صرفه جویی های ناشی از كنترل بهتر و افزایش كارایی عملیاتی و غیره را می توان سنجید.
از آنجا كه ممكن است این معیارها تصویر كاملی از موفقیت برنامه CRM ارایه نكند، باید یك راهبرد اندازه گیری جامع طراحی كنیم تا ارزیابی مناسب تری نسبت به عملكرد CRM به دست آوریم.
● فرایند و مسیر تكوین CRM موفق:
۱) مرحله اول؛ آگاهی:
اگر سازمان شما به سختی می تواند مشتریان خود را در بیرون سازمان بشناسد، در مرحله اول قرار دارد. چنین سازمانی محصول گراست و دارای نظام ارزیابی و فروش خاصی است. گام بعدی برای چنین سازمانی، تعریف فرایندهای بازاریابی و فروش و تهیه یك بانك اطلاعاتی است.
۲) مرحله دوم؛ تمركز:
در این مرحله، سازمان شناخت مشتریانش را آغاز كرده و به دنبال راههایی برای یافتن سودآورترین آنها می گردد. سازمان سعی می كند فرایندها و ارتباطات خوبی با مشتریان داشته باشد، اما هنوز نگرش جامعی نسبت به آنها ندارد.گام بعدی برای چنین سازمانی، هماهنگ كردن فرایندها، یكپارچه سازی اطلاعات و بهبود ارتباط و همكاری بین بخش های مختلف سازمان است.
۳) مرحله سوم؛ رضایتمندی:
در این مرحله سازمان رضایتمندی را اندازه گیری می كند و سعی دارد از رقبای خود پیشی بگیرد. این شركت ها سطح رضایتمندی را به مدل های جبرانی درون سازمانی مرتبط می كنند. گام بعدی برای این سازمان ها، تعریف سیستم های انگیزشی برای تمركز روی مشتریان و ادامه روند بهبود فرایندهای بازاریابی و فروش است.
۴) مرحله چهارم؛ ارزش:
چنین سازمانی مراقب شیوه ارزش گذاری برای یك مشتری خاص است و می داند چرا مشتریان خرید می كنند و می داند چگونه براساس نیاز مشتری برخورد كند تا به رضایتمندی آنها منجر شود. در اینجا نگرش جامع مشتری مدار وجود دارد، اما هنوز به طور كامل به كار گرفته نمی شود. گام بعدی، تحلیل شرایط بهترین مشتری، پالایش ابزارهای بازاریابی و فروش، فناوری ها و فرایندهاست.
۵) مرحله پنجم؛ وفاداری:
چنین شركتهایی از تمدید معاملات خود لذت می برند و سطح تقاضای مشتری را افزایش می دهند، آنها می توانند هزینه چیزهایی را كه از دیدگاه مشتری اهمیت ندارد، كاهش داده و محصولات و خدمات مهم برای مشتری را با قیمت خوب بفروشند. آنها برای درك و هدایت رفتار مشتری از اطلاعات استفاده می كنند. گام بعدی برای این سازمانها، تحلیل مستمر معیارهای كلیدی مشتری، پالایش انگیزه های مشتری و طراحی محصولات و خدمات منطبق بر نیازهای هر مشتری است.
● پنج اصل برای موفقیت CRM
۱) اصل اول: CRM خرید نرم افزار نیست
همان گونه كه قبلاً نیز اشاره شد،CRM یك راهبرد است كه فناوری، آن را به عمل در آورده است. هیچ فناوری (هر چقدر هم كه پیچیده باشد)، بدون وجود یك راهبرد هدایتگر، نمی تواند موفق باشد. راهبردهای تجاری و فناوری با كمك یكدیگر باعث می شوند برنامه های مشتری مدار، ثمر بخش باشد.
راهبرد CRM نمی تواند مستقل از سایر برنامه های راهبردی سازمان عمل كند و باید همخوان و همسو با سایر اهداف كلان و راهبردهای سازمان باشد. پیش از اجرای هر برنامه CRM ، ابتدا باید نیازهای سازمان و به دنبال آن راهبرد CRM تعریف شوند.
در این زمینه باید همواره در نظر داشت كه مشتریان تنها كسانی هستند كه بهتر از ما سازمان را می شناسند. اگر به درستی از آنها سئوال شود، حرف های زیادی در مورد كارایی و اثربخشی بازاریابی، فروش و خدمات خواهند داشت كه می تواند اثری مستقیم بر روی شیوه اداره سازمان داشته باشد. بنابراین بهتر است سازمان و تجارت خود را براساس مفاهیمی كه مشتریان بیان می كنند، هدایت كنیم. اگر هدف سازمان این است كه در زمان مناسب، پیشنهادی مناسب به مشتری مناسب بدهد، باید نیازهای مشتری را به طور كامل درك كند
نكته مهم دیگر در تببین راهبرد CRM ، نگرش كل نگر است. سازمان باید نگرش جامع و كل نگر داشته باشد و این نگرش را در عملكرد محدود خود به كار گیرد. سازمان های بزرگ بین المللی باید بتوانند به كمك CRM اطلاعات خود را با مشتریانی كه در محدوده جغرافیایی بزرگی پراكنده هستند، به اشتراك بگذارند. ممكن است سازمان هایی شعب متعددی در شهرهای مختلف داشته باشند، اما همواره باید به خاطر داشت كه مشتری در محدوده جغرافیایی محل سكونتش خرید را انجام می دهد.
همچنین باید به خاطر داشت كه در دنیای امروز، قدرت در حال انتقال از سازمان ها به سمت مصرف كننده نهایی است، یعنی هر چقدر هم كه برنامه CRM برای سازمان مناسب باشد، اما در نهایت مصرف كننده است كه باید كارایی و عملكرد برنامه شما را پذیرفته و از آن رضایت داشته باشد. این نكته به این معناست كه مصرف كننده از قدرت زیادی برای ایجاد تغییر در سازمان شما برخوردار خواهد بود.
۲) اصل دوم: CRM باید با اولویت های تجاری منطبق شود
با هر نوع تغییر در محیط خارجی سازمان ممكن است نیاز به حركت و تغییر در فرایندها و راهبرد درون سازمانی به وجود آید.
سازمان برای تغییر سریع، به زیرساخت های فناوری نیاز دارد. همان گونه كه برای یك مجموعه مبلمان، انعطاف پذیری برای تطبیق با فضاهای مختلف یك امتیاز محسوب می شود، برای سازمان ها نیز توانایی تغییر سریع فرایندها به كمك فناوری های انعطاف پذیر، یك امتیاز رقابتی محسوب می شود.
یك ساختار مناسب CRM باید امكان انتخاب ایجاد كند و برای اینكه برنامه CRM بتواند به قابلیت تغییر سریع و تطبیق با سایر راهبردها و نیازهای مشتری دست پیدا كند، باید دارای معماری و ساختار پایه متناسب باشد.
از سوی دیگر برای اینكه سازمان بتواند انتخاب و رقابت كند، باید انعطاف پذیر باشد. خدمات به مشتری كلیدی ترین عاملی است كه تفاوت بین سازمان ها را ایجاد می كند. خدمات عالی به مشتری نیازمند یك برنامه CRM سریع و انعطاف پذیر است.
۳) اصل سوم: CRM منافع قابل اندازه گیری به وجود می آورد
اگر سازمان توانایی لازم برای جمع آوری اطلاعات صحیح را نداشته باشد، شناسایی معیارهایی مانند نرخ بازگشت سرمایه، به هدفی متحرك تبدیل خواهد شد كه دستیابی به آن چندان ساده نیست.
اگر معیارهای كمی برای CRM تعریف نشود، امكان ارایه تحلیل های كمی نیز وجود نخواهد داشت. پیش از اجرای برنامه CRM ، ابتدا باید معیارهای قابل اندازه گیری برای آن تعریف شود. برای این كار باید اطلاعات را به دقت بررسی كرده و در زمان طراحی سیستم، نیازهای اطلاعاتی و فرایندهای جمع آوری اطلاعات را تعریف كرد.
در این زمینه باید به این نكته توجه داشت كه بازاریابی به كمك فناوری های جدید، كارایی بازاریابی را افزایش خواهد داد. این افزایش كارایی نسبت به روش های سنتی بازاریابی با هزینه ای اندك انجام خواهد شد CRM. ارایه خدمات سریع تر و بهتر را تسهیل می كند، یعنی درآمد بیشتر با هزینه كمتر، ضمن اینكه با ارتقای سطح توقع مشتریان، نیاز به ارایه سریع تر خدمات نیز بیشتر احساس می شود.
۴) اصل چهارم: قیمت و هزینه كل مالكیت را به دقت در نظر داشته باشید.
در اغلب سازمان ها معمولاً یك دوره۳ ساله را برای اجرای CRM در نظر می گیرند و نتایج حاصل از اجرای آن نیز پس از راه اندازی قابل مشاهده خواهد بود. از سوی دیگر، بودجه همه سازمان ها محدود است و هزینه راه اندازی CRM هزینه ای نیست كه یك بار انجام شود. حدود۶۰ درصد سرمایه گذاری مورد نیاز CRM ، در سال اول انجام می شود و با توجه به عدم مشاهده نتایج قابل اندازه گیری، این سرمایه گذاری ریسك بزرگی به شمار می آید. بدین ترتیب در طول دوره اجرای CRM باید هزینه كل مالكیت به دقت زیرنظر باشد. بدین منظور باید چهارچوب شفافی برای اندازه گیری نتایج پروژه تعریف شود.
در این زمینه باید در نظر داشت كه اگر در یك سازمان بتوان برنامه CRM ویژه آن نوع سازمان را اجرا كرد، هزینه كل مالكیت كاهش خواهد یافت. یك برنامه CRM كه برای یك سازمان یا صنعت خاص طراحی شده است، حداقل۷۵ درصد نیازهای آن سازمان یا صنعت را برآورده می كند.
۵) اصل پنجم: تجارت شما منحصر به فرد است، پس معیارهای انتخاب نیز همین گونه هستند
CRM می تواند در هر سازمانی متفاوت از سازمان های دیگر باشد. به طور كلی سازمان ها به كمك CRM اطلاعات، افراد و فرایندها را در بخش هایی مانند فروش، بازاریابی و خدمات (كه با مشتری سر و كار دارند)، به یكدیگر مرتبط می كنند. اما توانایی های مورد نیاز هر سازمان برای پشتیبانی از جریان كار و اهداف تجاری، با سازمان های دیگر تفاوت دارد.
هر سازمان برای اندازه گیری موفقیت CRM معیارهایی را انتخاب می كند كه بیشترین ارتباط را با آن سازمان دارد. همچنین اولویت این معیارها توسط هر سازمان تعیین و متناسب با نیازهای آن انجام می شود. بنابراین تنها الگوبرداری از معیارهای سازمان های مشابه یا رقیب ممكن است سازمان را با نتایج غلط مواجه سازد.
منبع: گیگا پارس-پایگاه دانش و خدمات فارسی